@rastinkianzade

فراموشت میکنم
تو پنجمین فصل سال،
تو چهارمین ماه زمستون،
تو فرودگاهی که کشتی میاد،
ساعت ۲۵ : ۶۹ دقیقه،
تو شبی که آسمونش خورشید داره،
تاریخ ۳۳‌ام اسفند،
وقتی که روی ماه ایستادیم،
توی فصل بهاری که عید نداشته باشه،
توی سالی که هیچوقت ماه کامل نشه،
توی هفته ای که پنجشنبه نداشته باشه،
وقتی دیگه دوست نداشته باشم،
همین قدر غیر ممکن !
دیدگاه ها (۲)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

My lovely neighbor part : 60

🖤 پارت پنجم | آخرین ردپالانا هنوز به جونگکوک خیره شده بود.— ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت سوم یوشیرو : دوهفته دیگه؟ اما قربان شما که گفتید یه ما...

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

KIM V

فصل دومپارت نهم | آخرین غروب تابستانیک هفته بعد...تعطیلات تا...

چانی از ویو نزدیک😭😭😭نزدیک تررررر😭😭😭😭😭😭😭😭🥟: همه‌تون چطور بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط