دهه هفتادی بودن....

خدایی کی وقت کردیم بچه‌دار شیم؟!
اصلاً کِی خودمون بزرگ شدیم که الان داریم مادری می‌کنیم؟!...

بخدا من خودم هنوز یه کودکِ درونِ پرهیاهو دارم؛
هنوز دلم می‌خواد برم خرید، عروسک بخرم، برم پارک و بازی کنم...
هنوز یه گوشه‌ی دلم، همون دختر بچه‌ای نشسته که دلش می‌خواد از تهِ دل بخونه:

«خوشحال و شاد و خندانم...
قدر دنیا رو می‌دانم...» 🥹

اصلاً گاهی می‌رم مدرسه‌ی بچه‌هام،
یکی منو می‌بینه می‌گه:
«آبجی‌شونه؟!»
یکی می‌گه:
«خاله‌شونه؟!»
بعد که می‌فهمن مامانشم،
باور نمی‌کنن! 😂🥹❤️

د هنوز اون‌قدر شبیه همون دخترِ دهه‌هفتادی‌ام
که کسی باورش نمی‌شه
من همون مامانِ دو تا بچه‌ام!

خودمم بعضی وقتا جلوی آینه که می‌ایستم،
با خودم می‌گم:
«مگه می‌شه؟! من که هنوز خودم بچه‌ام...
پس این دوتا بچه‌ی من از کجا اومدن؟!» 😂🥹

ولی چه بخوام، چه نخوام،
من مامان شدم...
با همون صورتِ بچگانه،
با همون دلِ شیطون،
با همون دخترِ کوچولویی که هنوز تهِ وجودم زندگی می‌کنه...
فقط حالا دو تا کوچولو دارم
که صدام می‌کنن «مامان». ❤️


فاطمه
دیدگاه ها (۲۱)

داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...

من یه حسودیِ عجیبی نسبت به تو دارم...از اون حسودی‌هایی که حت...

بچه ها من کلاً آدمی‌ام که اگه کسی رو دوست داشته باشم، واقعاً...

part. 24

عاشقانه های شبنم

F

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ߊ‌ܥ‌‌ ܢܚ݅ܭࡍ߭ »«درخواستی»موضوع: وقتی یکی از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط