تو که مجنون نشدی تا بشوم لیلا من

تو که مجنون نشدی تا بشوم لیلا من
روزو شب غرق سخن با همگان ،الا من
حتما این گونه نوشتند که :< باهم نشویم >
ور نه کو فاصله ای از لب سرخت تا من ؟
عطر مردانه ی پیراهن تو کشت مرا
لرزه افتاد سراپام شدم رسوا من !
اعتمادم به تو از هربشری بیشتر است
وقت اثبات رسیدست دگر ،حالا من ...
کم کن این فاصله را هیچ مراعات نکن !
ترس در چشم تو پیداست گلم اما من ...
دستی از جنس نوازش تو به موهام بکش
آدمی تشنه ناز است ،ببین! حتی من !
چه گناهی ؟ تو مرا تگ در آغوش بگیر
تن تو عین بهشت است،جهنم با من !
حد شرعی نشود مانع ما ،راحت باش
محرمیت همه با خطبه که نیست ،الزاما
عاقبت رام شدی،از نفست سیر شدم
مرحبا بر چه کسی ؟ حضرت شیطان یا من ؟
دیدگاه ها (۳)

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی نامه ای خیس بدستم برسانی بروید...

یه جای کار میلنگه گاهی فکر میکنم زندگی بهم یه دل خوش بدهکاره...

ثانیه به ثانیه گذشت ومن هرگز نخواستم که از تو ،از نبودن تو چ...

برای دیگران بودی برای دیگران ماندی ومن با بغض می گویم :" خلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط