in your eyes
#in_your_eyes
part_38
پارت ۳۷ و ۳۸ جابجا شده
🩰لایک یادت نره🩰
صورتمو شستم و مسواک زدم
خشک کردم و نشستم رو صندلی میز آرایش
یه روتین قبل میکاپ رفتم و بعد میکاپمو شروع کردم
حدود ۴۰ دقیقه طول کشید
ولی لبم مونده بود هنوز
حالا لباس چی بپوشم
بعد از بهم ریختن دوباره کمدم
یه شلوار نیم بگ آبی
و یه بافت شیری انتخاب کردم
با یه کفش پاشنه بلند قهوه ای و کیف قهوه ای
عرررر خیلی خوشگله
لباسامو اوکی کردم و پوشیدم
درحال کرلی کردن موهام بودم که تهیونگ داخل چارچوب در نمایان شد
نگاهی بهش انداختم و گفتم:
اوووو . داداش منو نگا کنننن . حسابی جذاب کردیااااا
خندیدو چشمک زد و دستاشو داخل جیبش گذاشت
یکم بعد همونجور که به من خیره بود گفت:
تا صبح میخوای جلو آینه باشی؟
از جام بلند شدم و وسایلمو جمع کردم:
ای بابااا چقدر غر میزنین شما پسرا
الان اماده میشم
شونه ای بالا انداخت و گفت:
اگه نمیای که من میرم
هُول کردم و گفتم:
نههههه وایسااا
کفشامو بهش دادمو و با لبخند کش داری گفتم:
برو پایین الان میامممم
گفت: یه دقیقه وقت داریا
باشه ای گفتم و کیفمو گرفتم
از اونجایی که وقت نمیکنم لبمو اوکی کنم فعلا یه تینت زدم و خط لب و تینت و چند تا چیز دیگه گرفتم که بعدا انجام بدم
ادکلن زدم و سریع رفتم پایین
تهیونگ جلو در منتظر بود
تا دیدمش گفتم:
بریم؟
سرتاپا نگام کرد و کفشامو بالا برد:
با دمپایی رو فرشی میای؟
ای وای یادم رفت
خندید و کفشامو گذاشت زمین و پوشیدم
با خنده گفتم: الان دیگه همه چی اوکیه؟
لایک نشون داد و باهم رفتیم و سوار ماشین شدیم.....
نظرتونو بگین
۲. استایل کایلا
۳. استایل کوک و ته
۴. استایل جیمین
برای کارینا و لیا چیز خاصی پیدا نکردم😅
شرط برای پارت بعد=
۱۳۰ لایک
۲۵ بازنشر
۸۰ کامنت
هروقت شرط دوتا پارت جدید کامل شد میزارم
#فیک#رمان#در_چشمان_تو#بی_تی_اس
#جونگ_کوک#جیمین#تهیونگ#یونگی#جین#جیهوپ#نامجون#سناریو
part_38
پارت ۳۷ و ۳۸ جابجا شده
🩰لایک یادت نره🩰
صورتمو شستم و مسواک زدم
خشک کردم و نشستم رو صندلی میز آرایش
یه روتین قبل میکاپ رفتم و بعد میکاپمو شروع کردم
حدود ۴۰ دقیقه طول کشید
ولی لبم مونده بود هنوز
حالا لباس چی بپوشم
بعد از بهم ریختن دوباره کمدم
یه شلوار نیم بگ آبی
و یه بافت شیری انتخاب کردم
با یه کفش پاشنه بلند قهوه ای و کیف قهوه ای
عرررر خیلی خوشگله
لباسامو اوکی کردم و پوشیدم
درحال کرلی کردن موهام بودم که تهیونگ داخل چارچوب در نمایان شد
نگاهی بهش انداختم و گفتم:
اوووو . داداش منو نگا کنننن . حسابی جذاب کردیااااا
خندیدو چشمک زد و دستاشو داخل جیبش گذاشت
یکم بعد همونجور که به من خیره بود گفت:
تا صبح میخوای جلو آینه باشی؟
از جام بلند شدم و وسایلمو جمع کردم:
ای بابااا چقدر غر میزنین شما پسرا
الان اماده میشم
شونه ای بالا انداخت و گفت:
اگه نمیای که من میرم
هُول کردم و گفتم:
نههههه وایسااا
کفشامو بهش دادمو و با لبخند کش داری گفتم:
برو پایین الان میامممم
گفت: یه دقیقه وقت داریا
باشه ای گفتم و کیفمو گرفتم
از اونجایی که وقت نمیکنم لبمو اوکی کنم فعلا یه تینت زدم و خط لب و تینت و چند تا چیز دیگه گرفتم که بعدا انجام بدم
ادکلن زدم و سریع رفتم پایین
تهیونگ جلو در منتظر بود
تا دیدمش گفتم:
بریم؟
سرتاپا نگام کرد و کفشامو بالا برد:
با دمپایی رو فرشی میای؟
ای وای یادم رفت
خندید و کفشامو گذاشت زمین و پوشیدم
با خنده گفتم: الان دیگه همه چی اوکیه؟
لایک نشون داد و باهم رفتیم و سوار ماشین شدیم.....
نظرتونو بگین
۲. استایل کایلا
۳. استایل کوک و ته
۴. استایل جیمین
برای کارینا و لیا چیز خاصی پیدا نکردم😅
شرط برای پارت بعد=
۱۳۰ لایک
۲۵ بازنشر
۸۰ کامنت
هروقت شرط دوتا پارت جدید کامل شد میزارم
#فیک#رمان#در_چشمان_تو#بی_تی_اس
#جونگ_کوک#جیمین#تهیونگ#یونگی#جین#جیهوپ#نامجون#سناریو
- ۴۶.۱k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط