من و جام می و معشوق الباقی اضافات است

من و جام می ‌و معشوق، الباقی اضافات است
اگر هستی که بسم‌الله، در تاخیر آفات است

مرا محتاج رحم این و آن کردی ملالی نیست
تو هم محتاج خواهی شد جهان دار مکافات است

ز من اقرار با اجبار می‌گیرند باور کن
شکایت‌های من از عشق از این دست اعترافات است

میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم
که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است

اگر در اصل دین حب است و حب در اصل دین، بی‌شک
به جز دلدادگی هر مذهبی مشتی خرافات است


#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۱)

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشمنبود بر سر آتش میسرم که نجوشمب...

نمیشه 😂

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی...

یه روزی گله کردم من از عالم مستی تو هم به دل گرفتی دل مارو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط