قدیما انگار دنیا آروم‌تر بود.

قدیما انگار دنیا آروم‌تر بود.

هر چیزی جای خودش بود؛ آدم‌ها وقت بیشتری برای هم داشتن، حرف‌ها ساده‌تر بود و دل‌ها کمتر شلوغ می‌شد. عصرها بوی چای تازه دم از خونه‌ها می‌اومد، صدای خنده از حیاط‌ها بلند می‌شد و دلخوشی‌ها کوچیک اما واقعی بودن. کسی عجله نداشت که از لحظه‌ها جلو بزنه.

اون روزها شاید امکانات کمتر بود، اما دل‌ها به هم نزدیک‌تر بودن. احترام بین آدم‌ها بیشتر بود، صمیمیت واقعی‌تر و زندگی ساده‌تر می‌گذشت. انگار همه می‌دونستن کجا ایستادن و چی برایشان مهمه.

حالا دنیا خیلی عوض شده؛ سرعت زندگی بیشتر شده و خیلی چیزها جابه‌جا شده. اما هنوز هم وقتی یاد قدیما می‌افتیم، یه حس گرم توی دل می‌نشینه؛ حسی که یادمون می‌اندازه زمانی بود که خیلی چیزها سر جای خودش بود
دیدگاه ها (۲۱)

بعضی آدم‌ها انگار با “آرامش” قهرند. فرقی نمی‌کند چقدر برایشا...

دنیا، با تمام بزرگی‌اش، گاهی در برابرِ عظمتِ دو قلب که پناهِ...

قشنگ‌ترین هدیه‌ای که یک مرد می‌تواند به یک زن بدهد، “وقت” اس...

اراده، تنها عضوی از بدن است که هرگز فلج نمی‌شود. تماشای انسا...

happy birthday lizaaaa

با تو بودن یعنی دنیا یه شکل دیگه‌ست، انگار دارم یه رؤیای واق...

دیشب با افتخار گفت: «امیدوارم ایران ببازه...»امروز فقط یک سؤ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط