دنیا با تمام بزرگیاش گاهی در برابر عظمت دو قلب که پن
دنیا، با تمام بزرگیاش، گاهی در برابرِ عظمتِ دو قلب که پناهِ هم شدهاند، کوچک میشود.
آنها به ما یاد میدهند که برای “تکیهگاه” بودن، نیازی به شانههای پولادین نیست؛
فقط قلبی میخواهد که لرزیدنِ دلِ دیگری را حس کند.
عشق، یعنی همین که در میانهی طوفان، تو بادبانِ من باشی و من ساحلِ تو.
آنجا که دستها کوتاه میشوند، آغوشِ روح گشوده میشود.
آنها به هم ثابت کردهاند که خوشبختی، راه رفتنِ دو نفره زیرِ باران نیست؛
خوشبختی یعنی حتی اگر زمین خوردی، بدانی کسی هست که نگاهش برای بلند شدنت، تمامِ انگیزهی جهان را به تو میدهد…
آنها ناقص نیستند، آنها کاملترین روایتِ “ما” شدن هستند.
آنها به ما یاد میدهند که برای “تکیهگاه” بودن، نیازی به شانههای پولادین نیست؛
فقط قلبی میخواهد که لرزیدنِ دلِ دیگری را حس کند.
عشق، یعنی همین که در میانهی طوفان، تو بادبانِ من باشی و من ساحلِ تو.
آنجا که دستها کوتاه میشوند، آغوشِ روح گشوده میشود.
آنها به هم ثابت کردهاند که خوشبختی، راه رفتنِ دو نفره زیرِ باران نیست؛
خوشبختی یعنی حتی اگر زمین خوردی، بدانی کسی هست که نگاهش برای بلند شدنت، تمامِ انگیزهی جهان را به تو میدهد…
آنها ناقص نیستند، آنها کاملترین روایتِ “ما” شدن هستند.
- ۶۲.۵k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط