عاشقانه های شبنم

یادم باشد، شب که شد
دلتنگی ام را روی چادر شب آسمان بتکانم!
چشم به راهی هایم را
بر روی چشمک ستاره ها حک کنم!
دست در دست شب بوها،
روی احساس خیس شبنم قدم بزنم!
پای صحبت دریا بنشینم!
کوه ها را برای هواخوری بیرون ببرم!
و دست آخر،
برای دلم قصه ی زنی را تعریف کنم،
که یک شب برای در آغوش کشیدن خواب های ناتمام
خودش را از لای شعرهایم بیرون کشید.
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم باخدا

« قلدر عاشق»« پارت دهم »داخل همین روز ها تهیونگ فهمیده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط