خب سلام بچه اومدم با ی خبر!

خب سلام بچه اومدم با ی خبر!
اودمدم بگم که چند روز پیش داشتم برای بار چهارم مرتکب خودکشی میشدم و رفتم پشت بوم خونه همین که خودمو خواستم بندازم پایین اون همسایه خدا بگم چیکارت نکنه اومد دخالت کرد نذاشت بمیرم😭😭
خدایا اخه همسایه پو.فیوز چرا دخالت میکنی؟ بزار بمیرمممممممم😭😭😭😭
خب بعد فرداش که دوباره رفتم پشت بوم دیدم درش قفله و باز نمیشهههه نانای زندگی عالیست~( ̄▽ ̄~)
حالا الان امروز با اچار و و چیز میز های بابام رفتم دوباره پشت بوم و کاملا بیصدا تونستم قفل درو بشکنم ولی وقتی درو باز کروم عین چی صدا داد! خدایااااا~( ̄▽ ̄~)
بعد سریع دویدم که خودمو بندازم دوباره همسایه منو از پشت گرفت😭😭😭
و دوباره خودکشی ام ناموفق بود ولی فردا دوباره تلاش میکنم امیدوارم دیگه بمیرم
راستی اگه مردم فقط فراموشم کنید فداتون
بابایییییی💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞
دیدگاه ها (۳۳)

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_7 فصل چهارم | ص...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2«ویو ا.ت»یه مردی پشت میز نشسته بود و سرش پایین بود...

[عمارت عشق]Part: 4لباس هومیکا بهم ریخته بود....نکنه دازای .....

پشت لبخند جیمینپارت دومبعد از اون برخورد عجیب توی راهرو، چند...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ وقتی استادت بود و عاشقت شد...🪐🩵🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕همین که ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط