Part

Part3.
_ با اینکه بهت مربوط نمیشه ولی میگم اسمم تهیونگه
+ اها خیلی ممنون...
_اجوما برنامه غذایی و برنامه خواب و کارتو بهت میده
تهیونگ قبل از اینکه ات چیزی بگه رفت و در رو روی ات قفل کرد
+آخه من چقدر بدبختم(گریه شدبد) نشست رو تخت
و گریه کرد
یه زنه مهربون با کلید در رو باز کرد(علامت آجوما~)

~دخترم بیا اینم غذات، اینم برنامه کارت که باید از ساعت ۷صبح کارت رو شروع کنی تا زمانی که ارباب بخوابه و زمان خوابت رو ارباب تایید میکنه
+ به اون ارباب مسخره بگو من نه غذا میخورم نه کار میکنممم
که تهیونگ پشت در ظاهر شد: آجوما برو بیرون(سرد)
~چشم ارباب
_ که من ارباب مسخرم؟ ات رو از موهاش کشید و بردش اتاق شکنجه
+ارباب تروخدا ببخشید غلط کردممم(جیغ و گریه)
منو برد تو یه اتاق یه پر جنازه بود؛ از بچه های کوچیک تا آدم بزرگ
+(جیغ)
_ چیشد ترسیدی(پوزخند) دستاشو بستم به صندلی و کلفت ترین شلاق رو برداشتم و شروع کردم زدنش
_ هرچقدر زدم صدات در نمیاد وگرنه ۱۰۰ تا اضافه میکنم و باید بشمری
+ یک... ای دو... اخخخ سه... پنجاه... صد... هزار
که بیهوش شد
_ هه واقعا فک کردی ولت میکنم؟ یه پارچ آب خنگ ریختم تو صورتش که بیدار شد
+ ته... ارباب خواهش میکنم ولم کنین(گریه شدیددد)
_ یه دستبند تیغ دار برداشتم و روی یک هفته تنظیمش کردم
+جیغ بلندی کشیدم که دیدم ولم کرد و رفت

"ویو تهیونگ"
ولش کردم و رفتم تو آشپزخونه و یه شیشه ویسکی برداشتم و سر کشیدم؛ رفتم به آجوما گفتم: بعد یک ساعت از اون انبار درشمیاری و بهش کار هارو میدی
دیدگاه ها (۱۷)

Part4. ...

اگه میخواید پارت بعد رو بزارم ایشون رو فالو کنیدhttps://wisg...

Part2. ...

Part1. ...

part 10عشق پنهان اشکام خود به خود میریختن دلم میلرزید رفتم ت...

Part 9 اسم دختره یونگ سو خیلی دختر مهربونه کوک ویوتو اتاق کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط