امیددارم روزی بیات که از شدت خوشحالی اشک شوق بریزم 🥹💔

امیددارم روزی بیات که از شدت خوشحالی اشک شوق بریزم 🥹💔
از دست دادم
بریدم
سوختم و ساختم
اما ناامید نمیشم چون مطمئنم خدایی هست
خدایی هست که دست منو میگیره و تنها نیستم ❤️
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۵

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۵سرش رو به سمت راست...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پشت نگاه سردت — پارت ۱۱ویو آتکه یهو ته منو پرت کرد توی استخ...

پارت ۳ — پایان | دو دختر برای یک بابا 💗آملیا هنوز دست جونگ‌ک...

پارت ۳۴ انتهایی چند ماه بعد از اون خواستگاریِ سینمایی، اخبار...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹ویو سومیاوبالاخره امتحان تموم شد!خسته...

My lovely neighbor part : ۶۸

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ ( Final )سه روز بعد__...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط