گاهی آرزو میکنم که ای کاش زمان به عقب سر بخورد ، تا دوبار

گاهی آرزو میکنم که ای کاش زمان به عقب سر بخورد ، تا دوباره آن روز تکرار شود ... اما دیگر در چشمانت خیره و غرق نشوم ... تا نبینمآن دو تیله های قهوه‌ای رنگت را ، تا نشوم گمراه برق چشم هایت ...


"یلدا"
دیدگاه ها (۰)

سلام...خب..سوالات زیادی این وسط ایجاد شده...اینکه...چرا برگش...

پارت 7ویو نویسندهتهیونگ تلفن رو قطع کرد و خشمگین و آشفته به ...

از تو بدم می‌آید ، همانقدر که مجنون از لیلی ، فرهاد از شیرین...

سلام...امروز10/10/1404روز تولد منه...من امروز درد کشیدم...کس...

ڪسی هست . . . ؟!ڪسی ڪه بلدت باشد . . . ؟!چاڪ‌راه‌‌های خنده‌ا...

ترس شیرین pt 29لبخندی جنون آمیز زد که با غم چشمهاش در تضا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط