in your eyes

#in_your_eyes
part_67

ویو کایلا

نور خورشید مستقیم افتاده بود روی صورتم
با اخم چشمامو باز کردم
خواستم دوباره بخوابم که یهو اخم روی صورتم بیشتر شد.
یه چیزی عجیب بود
خیلی گرم بود

و خیلی راحت...
چند ثانیه طول کشید تا مغزم کامل بیدار بشه
بعد آروم سرمو بلند کردم
همون لحظه خشکم زد

بازوم دور کمر کوک بود

چند بار پشت سر هم پلک زدم
نه اینکه بغلش کرده بودم عجیب باشه
نه
عجیب این بود که...
من بودم که چسبیده بودم بهش

خودم.
با پای خودم
با دست خودم
لعنتی

آروم به دستم نگاه کردم
بعد به صورتم.

بعد دوباره به دستم
کیم کایلا...

میشه توضیح بدی دقیقا داشتی چیکار میکردی؟
اخم مصنوعی کردم

حتما تو خواب غلط زده بودم اینور.
آره

قطعا همین بود
صد در صد

همون لحظه صدای گرفته کوک کنار گوشم پیچید:
تحقیقاتت تموم شد؟
از جا پریدم

سرمو چرخوندم سمتش
یه چشمش باز بود

و کاملا معلوم بود داره زور میزنه نخنده.
اخم کردم:
بیداری؟

گوشه لبش بالا رفت:
تقریبا از پنج دقیقه پیش

چشمام گرد شد:
پنج دقیقه؟!

آروم سر تکون داد

بعد نگاهش افتاد به دستم که هنوز دور کمرش بود.
بی رحمانه گفت:
ادامه بده.
داشتم لذت میبردم.
همون لحظه دستمو کشیدم عقب:

برو بمیر
صدای خندش بلند شد
منم سریع از تخت پایین پریدم.

در حالی که موهام کاملا بهم ریخته بود غر زدم:
انگار خودت خیلی عادی خوابیده بودی
کوک نشست روی تخت

دستشو پشت گردنش کشید

بعد با همون پوزخند لعنتیش گفت:
فرقش اینه که من حداقل صبح پا نمیشم صحنه جرم رو بررسی کنم

لعنتی.
یه بالش برداشتم پرت کردم سمتش.
و صدای خندش کل اتاقو برداشت
....................

موهامو مرتب کردم و از اتاق بیرون زدم
فکر میکردم کوک میخواد بره شرکت
ولی همین که رسیدم پایین مکث کردم
روی مبل نشسته بود
یه فنجون قهوه دستش بود و بم هم کنارش ولو شده بود.

ابروهام رفت بالا:
تو هنوز نرفتی؟
سرشو بلند کرد.


خیلی راحت گفت:
نه.

اخم کردم:
چرا؟

کمی از قهوه‌ش خورد.
بعد خیلی خونسرد گفت:
قرار نیست برم.
چند ثانیه فقط نگاش کردم.

بعد زدم زیر خنده:
تو؟
جونگ کوک؟
شرکت نمیری؟

کوک شونه‌ای بالا انداخت:
مگه جرمه؟

رفتم سمت آشپزخونه:
یکم مشکوکی.

صدای آرومش از پشت سرم اومد:
شاید.

برگشتم سمتش:
پس دلیلشو بگو.
چند لحظه نگام کرد.
بعد گفت:
دوست داشتم خونه باشم.

چشمامو ریز کردم:
دروغگو.

پوزخند زد.

بعد فنجونو روی میز گذاشت:
خب باشه
مکث کرد

بعد خیلی آروم گفت:
نمیخواستم تنها بمونی...

کامنت یادتون نره
شرط
۲۰۰ لایک
۷۰ بازنشر

#فیک#رمان#در_چشمان_تو#بی_تی_اس
#جونگ_کوک#جیمین#تهیونگ#یونگی#جین#جیهوپ#نامجون#سناریو
دیدگاه ها (۱۱)

زیبا فالوشه https://wisgoon.com/xxlefoxx

in your eyes

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط