بی‌تو به سامان نرسم، ای سر و سامان همه تو

بی‌تو به سامان نرسم، ای سر و سامان همه تو
ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو

من همه تو، تو همه من، او همه تو، ما همه تو
هرکه و هرکس همه تو، ای همه تو، آن همه تو

من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من
تخت تو و ورطه تو ساحل و طوفان همه تو

******
دیدگاه ها (۰)

از تو چگونه بگسلم وقتی خیالت با دلممی پیچد و از هر طرف سوی ت...

به هر چمن رسیده ام، از تو نشان ندیده امتو درکجا شکفته اى، اى...

عشقت هوای تازه است، در این قفس که داردهر دفعه بوی تعلیق، هر ...

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ت...

در رهت حیران شدم ای جان من ‌‌‌ ب...

دل ندادم که مرا یک روز خاکستر کنیدل به تو دادم که حالم را کم...

ب دو چشم آبی تو ؛ ک ز سر گذشته آبمچ شود ک دستگیری؟ تو از این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط