در زیر نور ماه همراه با نجوای باد خواهم رقصید

در زیر نور ماه همراه با نجوایِ باد خواهَم رقصید ؛
در روزِ مرگ تو !
آری ، روزی که تو در تلنباری از خاک رفته‌ای به رسم مرام و دوستی خواهم رقصید ؛ همانند تو کِه ، در آن روزی که مرا در زیر تله‌ای از غم و درد با جملاتت خاک کردی و بهر عذاداری.. به رقص درآمدی .
من نیز هم آن‌شب خواهَم رقصید ، آنچنان با شکوه کِه مقربان اسمان با خونِ بی‌گناه و پاکِ دخترَکَم بر رویِ ماه برایَت این روز را ثبت خواهند کرد و ماه خونین را برایِ مرگَت به نمایِش خواهند گذاشت !.
دیدگاه ها (۰)

گاهی اوقات فکر میکنم ،من بیهوده‌ام ، یا تو..منظورم این است ک...

چطورین فرشته های من ؟خوبین ؟این ، دم آخریا که عید نزدیکه ؛ خ...

حرفی برایِ گفتن ندارم.منظورم این است ، همیشه میخواستم بنویسم...

نمیدانم به کدام یک از این در ها پناه برم،سیلابی عظیم دوان دو...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

رز سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط