خدایا كفر نمی گویم؛

خدایا كفر نمی گویم؛
پریشانم
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟
مرا بی ‌آنکه خود خواهم، اسیر زندگی ‌کردی...

خداوندا
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن از این بدعت.

خداوندا
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی؛
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی...
‌
و شب، آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه بازآیی،
زمین و آسمان را کفر گویی! نمی‌گویی؟

"کارو دردریان"
‌
دیدگاه ها (۱۱)

خدایا كفر نمی گویم؛پریشانمچه می‌خواهی‌ تو از جانم؟مرا بی ‌آن...

خدایا كفر نمی گویم؛پریشانمچه می‌خواهی‌ تو از جانم؟مرا بی ‌آن...

.یکی از زیباترین دکلمه های کارو دردریانخدایا كفر نمی گویم؛پر...

#خدایـــــاكـفـرنمـیگویـم؛#پـریشـانـمچه می‌خواهی‌ تو از جانم...

راز و نیاز کارو با خدای خویش...خداوندا شکرت بخاطر داده ها و ...

کاروخداوندا!اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آییلباس فقر پوشیغرورت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط