برایم از رنجی بنویس که تو

برایم از رنجی بنویس که تو
را آهسته پیر کرد و از نفس انداخت
بگو بر تو چه گذشته که چشم‌هایت
را این چنین زیبا کرده است؟

💫چه می‌شد آخرش آغـوشِ من پیراهنت باشد؟
که جز آغوشِ من حیف است هرچیزی تنت باشد...💫


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

دیگر نه ذوقی مانده در دل نه توانی در جسممگیرم که در آنسوی در...

به افتخارِ نگاهت شراب کافی نیستتمامِ مستیِ دنیا به کامِ چشما...

🥀 فاطمیه 🥀به خودتان مراجعه کنید؛اگر هنوز در دلِ خود نسبت بهح...

خواستم دست به مویش ببرم خواب شود عطرِ گیسویش چنان بود که بی ...

عشق در مشروب 🍷

مینوشی آروم گفت : بچرغ میخواهم لباس عوض کنم مین جی ابرو بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط