کپشننننننن😫🎀

کپشننننننن😫🎀

عروسک من😈🔞

پارت شصت و دو

یه قدم به عقب رفتم که اخم کرد

-عروسکمم

دستاشو واسم باز کرد که بهش خیره بودم

-داری ناراحتم میکنی فرشته کوچولو

با سری پاایین رفتم تو بغلش که بازو های بزرگشو
دورم حلقه کرد

تنش گرم بود خیلی گرم و بوی عطر تلخش حس خوبی میداد
مشاممو با عطر تلخش پُرر کردم

لباشو روی موهام گذاشت و بوسه ریز زد

که نِلی با با کله اومد داخل اتاق

-به به خوب خلوت کریدنااا

از بغلش بیرون شدم که ن‌لی اخم کرده بود نیک با کلافگی
لب برچید

-چیشدهه نِ‌لی

-اووووفف داداش آلا میخواد تو اتاقم بخوابه

نیکولای اخم کرد و لب برچید

-خودت حلش کن مگه کسی بهت یاد نداده
بدون در زدن داخل اتاق شی

نِلی پوفی کشید

-داداش نیم ساعته دارم در میزنمم

نیکولای کلافه لب برچید

-حوصله خاله زنک بازیاتونو ندارم

یهو صدای پر لز عشوه آلا اومد تو اتاقمون.

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی

پووووف این آلا ی عوضی چرا اومده😫🎀
دیدگاه ها (۱۶)

مثل هر شببب کپشنننن😎🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و نُه+آقای راننده نی...

🚩 این شعر را حتما ببینید.▪️ آقامون که شهید شد، تمام افتخار م...

که فقط نظامیا بودن ها؟؟؟#۱۶۸ به یاد ۱۶۸ کودک و کادر فرهنگی و...

فالو و حمایت؟پیج اصلی چند روز دیگه از مسدودی درمیاد 👈🏻 @wvcx...

ادعای دروغ و نشر اکاذیب جرم است

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط