تو گرچه تکیه‌گاهِ منی، امّا خود، در تنهایی، ساقه‌ی باریکِ

تو گرچه تکیه‌گاهِ منی، امّا خود، در تنهایی، ساقه‌ی باریکِ یک گُل مینایی. مگذار حتّی نسیمِ یک اضطراب، این ساقه‌ی نازک را مختصری خم‌کند. شکستن تو، درهم‌شکستنِ من است. جهان، جهانِ دغدغه‌هاست. لااقل در بابِ منِ پنجاه‌ساله‌ی آب‌ازسرگذرانده، بی‌دغدغه باش! ما چیزی را که با ایمان ساخته‌ایم با سودا خراب نخواهیم‌کرد.
_نادر ابراهیمی
دیدگاه ها (۴)

باز دیدمت که غمزده بودی و در خود. من هرگز ضرورتِ اندوه را ان...

«شاخه‌یِ خشکِ پیچکِ تنهایی من،اعتراف می‌کنم هنوز عشقت را رها...

عزیز من! قایق کوچکِ دل به دست دریای پهناورِ اندوه مسپار! لاا...

سعی کرد با واقعیت زندگی‌اش روبه‌رو شود و به این نتیجه رسید ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط