«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»
«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»
پارت=31
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٫٫ویو کوک٫٫
رفتیم توی پاساژ پری دریایی هر مغازه ایی که میدید میرفت داخل...
هرچی میدید میخرید...
همه چی هامثلا...
گوشی...
کلی قاب گوشی...
آیپد...
ارپاد...
انواع کیف...
لوازم آرایش...
شلوار...
لباس...
پیراهن...
دامن...
اکسسوری...
ناخن...
حتاظرف...
بلخره خریدش تموم شد رفتیم پیش پیشخوان. کارتمو دادم به حسابدار که:
+«چیکار میکنی؟...»
-«حساب...»
+«چرا تو داری حساب میکنی... برو کنار ببینم...»
پری دریایی منو کشید کنار و خودش کارتشو داد به حسابدار...
از این کارش خیلی تعجب کردم...
چون صددرصد هر دختری بود با کمال میل قبول میکرد حساب کنم...
ولی اون نزاشت.
٫٫ویونویسنده٫٫
دان بی خرید هاشو حساب کرد و با جونگ کوک از مغازه رفتن بیرون و سوار ماشین شدن.
-«الان کجا باید بریم؟...»
+«خوب الان باید بریم موچی رو بیاریم... بعدم حاضر شیم...»
ادامه دارد... 🍒🤍
پارت=31
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٫٫ویو کوک٫٫
رفتیم توی پاساژ پری دریایی هر مغازه ایی که میدید میرفت داخل...
هرچی میدید میخرید...
همه چی هامثلا...
گوشی...
کلی قاب گوشی...
آیپد...
ارپاد...
انواع کیف...
لوازم آرایش...
شلوار...
لباس...
پیراهن...
دامن...
اکسسوری...
ناخن...
حتاظرف...
بلخره خریدش تموم شد رفتیم پیش پیشخوان. کارتمو دادم به حسابدار که:
+«چیکار میکنی؟...»
-«حساب...»
+«چرا تو داری حساب میکنی... برو کنار ببینم...»
پری دریایی منو کشید کنار و خودش کارتشو داد به حسابدار...
از این کارش خیلی تعجب کردم...
چون صددرصد هر دختری بود با کمال میل قبول میکرد حساب کنم...
ولی اون نزاشت.
٫٫ویونویسنده٫٫
دان بی خرید هاشو حساب کرد و با جونگ کوک از مغازه رفتن بیرون و سوار ماشین شدن.
-«الان کجا باید بریم؟...»
+«خوب الان باید بریم موچی رو بیاریم... بعدم حاضر شیم...»
ادامه دارد... 🍒🤍
- ۹۷۶
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط