نام فیک عشقنفرت
نام فیک: عشق/نفرت
Part: 37
چند ساعتی پشت اتاق عمل وایستاده بودن. مارا انقد گریه کرده بود از حال رفته بود و براش سرم زده بودن. سرم مارا تموم شده بود ولی آ جین هنوز داخل اتاق عمل بود.
ی پرستار از اتاق عمل اومد بیرون سریع تهیونگ رفت سمتش تا ازش سوالی بپرسه که پرستار رفت و بعدش دکتر اومد.
(علامت دکتر ⊐)
_ببخشید دکتر عمل چیشد؟*نگران
⊏شما همراهش هستین؟
_بله
⊏پدرش هستین؟
_ن.نه
+من مادرشم
⊏عمل خوب بود.باید چندتا ازمایش بده تا بفهمیم که لخته ای توی مغزش به وجود نیومده باشه
+باشه.حالش چطوره؟
⊏الان میارنش بیرون نیم ساعت طول میکشه بهوش بیاد
_ممنون
دکتر رفت و بعد از دو مین آ جین رو اوردن بیرون و بردنش داخل اتاق ICU و بعد از انجام چند تا کار اومدن بیرون.
نزدیکای صبح بود تهیونگ مارا رو برد بیرون تا چیزی بخوره و تا اونموقع از آ جین چندتا ازمایش میگرفتن و باید میرفتن پیش دکتر.
مارا چیزی نمیخورد که تهیونگ با کلی اصرار بهش یکم غذا داد و دیگه رفتن داخل بیمارستان و پیش دکتر.
⊏خب میشه توضیح بدین که چه اتفاقی افتاد که خانم جئون از پله ها افتادن پایین؟
+ما داشتیم صبحت میکردیم که دیدم دخترم داره میدوعه و میخواد از پله ها بیاد پایین ولی یدفعه وایمیسته که انگار سرش گیج رفته یا چشاش سیاهی تاریکی رفتن بعد تعادلش رو از دست داد و افتاد تا من برسم از پله ها افتاد پایین و سرش محکم خورد به تیزی نرده
_خب الان وضعیتش چطوره؟
⊏وضعیتش خوبه ولی شاید در اینده بد بشه
+منظورتون چیه؟
⊏توی خانوادتون، خانواده ی خودتون کسی کم خونی شدید یا تومور مغزی یا لکه خون توی مغزش داشته؟
+نه
⊏خانواده ی شوهرتون چی؟
+خیر
⊏مطمئن هستید؟
_مارا داییمون لکه خون داشت توی سرش که عمل کرد*رو به مارا
+اها اره راست میگی
⊏کی عمل کردن؟
_حدودا شش سال پیش
+اقای دکتر چیزی شده؟ *نگران
⊏فعلا مطمئن نیستیم. اقای کیم لطفا برین جواب ازمایش خون آ جین رو از پرستار بگیرین و چندتا توضیح هم بهتون میدن و بیاین
_باشه*تهیونگ از اتاق رفت بیرون و رفت به سمت ازمایشگاه
ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ
Part: 37
چند ساعتی پشت اتاق عمل وایستاده بودن. مارا انقد گریه کرده بود از حال رفته بود و براش سرم زده بودن. سرم مارا تموم شده بود ولی آ جین هنوز داخل اتاق عمل بود.
ی پرستار از اتاق عمل اومد بیرون سریع تهیونگ رفت سمتش تا ازش سوالی بپرسه که پرستار رفت و بعدش دکتر اومد.
(علامت دکتر ⊐)
_ببخشید دکتر عمل چیشد؟*نگران
⊏شما همراهش هستین؟
_بله
⊏پدرش هستین؟
_ن.نه
+من مادرشم
⊏عمل خوب بود.باید چندتا ازمایش بده تا بفهمیم که لخته ای توی مغزش به وجود نیومده باشه
+باشه.حالش چطوره؟
⊏الان میارنش بیرون نیم ساعت طول میکشه بهوش بیاد
_ممنون
دکتر رفت و بعد از دو مین آ جین رو اوردن بیرون و بردنش داخل اتاق ICU و بعد از انجام چند تا کار اومدن بیرون.
نزدیکای صبح بود تهیونگ مارا رو برد بیرون تا چیزی بخوره و تا اونموقع از آ جین چندتا ازمایش میگرفتن و باید میرفتن پیش دکتر.
مارا چیزی نمیخورد که تهیونگ با کلی اصرار بهش یکم غذا داد و دیگه رفتن داخل بیمارستان و پیش دکتر.
⊏خب میشه توضیح بدین که چه اتفاقی افتاد که خانم جئون از پله ها افتادن پایین؟
+ما داشتیم صبحت میکردیم که دیدم دخترم داره میدوعه و میخواد از پله ها بیاد پایین ولی یدفعه وایمیسته که انگار سرش گیج رفته یا چشاش سیاهی تاریکی رفتن بعد تعادلش رو از دست داد و افتاد تا من برسم از پله ها افتاد پایین و سرش محکم خورد به تیزی نرده
_خب الان وضعیتش چطوره؟
⊏وضعیتش خوبه ولی شاید در اینده بد بشه
+منظورتون چیه؟
⊏توی خانوادتون، خانواده ی خودتون کسی کم خونی شدید یا تومور مغزی یا لکه خون توی مغزش داشته؟
+نه
⊏خانواده ی شوهرتون چی؟
+خیر
⊏مطمئن هستید؟
_مارا داییمون لکه خون داشت توی سرش که عمل کرد*رو به مارا
+اها اره راست میگی
⊏کی عمل کردن؟
_حدودا شش سال پیش
+اقای دکتر چیزی شده؟ *نگران
⊏فعلا مطمئن نیستیم. اقای کیم لطفا برین جواب ازمایش خون آ جین رو از پرستار بگیرین و چندتا توضیح هم بهتون میدن و بیاین
_باشه*تهیونگ از اتاق رفت بیرون و رفت به سمت ازمایشگاه
ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ
- ۳۵۳
- ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط