عبور ثانیه ها ، بر مدار دلتنگی ست

عبور ثانیه ها ، بر مدار دلتنگی ست
غبار کهنه‌ی شهرم غبار دلتنگی ست

کجا پیاده خبر ، از سواره ها دارد
دلم همیشه سوار قطار دلتنگی ست

مپرس اینکه چرا تا همیشه غمگینم
که خاک خلقت ما از دیار دلتنگی ست

غروب می‌شود و دل اسیر تنهایی‌ست
غروب می‌شود و دل دچار دلتنگی ست

به باغ لاله دمیده‌ست و من اسیر خزان
بهار بی تو همیشه ، بهار دلتنگی ست

به هرچه می‌نگرم جز هوای جانان نیست
بیا که بی تو دلم ، در حصار دلتنگی ست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‍‌‌‎‌‌

ممنون از همراهی شما عزیزدل
😘😍😘😍😘😍
دیدگاه ها (۳۹)

لایک وبازنشربزن جانم....

تقدیم ب دوستای گلم ک همیشهپستامومیبینن ولایک می‌کنندمرصی جان...

حتما گوش کنید ....

سیم دعا کنیت یه بیماری مزمن دارمهر کینه ای ایبینم فکر ایکنم...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط