@shizokuchan
@shizokuchan
راستش اولش مثل بقیه آدما هیچ اهمیتی برام نداشتی و فقط وقت میگذروندم باهات و تظاهر میکردم (شیطان بودم)
بعد دیدم مطیعی و به عنوان برده استفادت کردم (شیطان بودم)
بعد دردسر شدی و بی صدا فروختمت و به نفع خودم دورو برگردوندم (شیطان بودم)
بعد دیدم نمیتونم باهات نباشم ، قاچاقی باهات ارتباط میگرفتم (معتاد شدم)
بعد خواستی اعتمادمو جلب کنی،جدیت نگرفتم
بعد دیدم نمیتونم کمکت نکنم ، تو سختیت کنارت بودم
سال تموم شد ، از دور باهات در ارتباط بودم ۲۴ ساعت روز ، کاملا بی دلیل
تا اینکه فهمیدم اگه چند دقیقه ازت بی خبر بمونم میمیرم و زنده میشم
سعی کردم رشدت بدم
همینطور گذشت و گذشت ، به وعده اعتماد جلب کردنت رسیدی
به خودم اومدم دیدم با طرف تو بودن و خواستنت ، منی که تا قبلش هیچ دشمنی نداشتم با لشگری رو به رو شدم
عمرم تلف خراب شدن اعصابم شد ، بیشتر از قبل
حالا با جسم و روحی زخم خورده پر از نیزه و شمشیر حاصل از دفاع ازت پیشت بودم
درمانم کردی ، اینبار قول درمان دادی ، هر چند عملی نشد ... ولی حالا زخمامو دوست دارم
سعی کردی همه شیاطین درونم رو رام کنی و در راهش هر کاری کردی و موفق شدی
فهمیدم نمیتونم غمتو ببینم ، با دیدن اشکات دنبا برام سیاه میشد ، مخصوصا اینکه فقط برای من گریه میکردی
بعد از همه اینا هزاران سختی و پستی بلندی و ترک و بازگشت شد
فهمیدم اگه تیکه تیکه ام هم کنی باز دوست دارم
فهمیدم در کنار اینکه هیچ منطقی جسم و روحم نداره ، قلبم هم بی هیچ منطق شده
هم کنون کالای حاصل یک معتاد روانی بی منطق که تنها داروی موجود در جهان براش دیدن خندته
که براش هر کاری میکنه
حتی اگه روزی دیدن خندت و خوشحالیت فقط با رفتن من محقق بشه بی درگ همون کارو میکنم
عاشقتم
_ روانی ملقب به فرشته
راستش اولش مثل بقیه آدما هیچ اهمیتی برام نداشتی و فقط وقت میگذروندم باهات و تظاهر میکردم (شیطان بودم)
بعد دیدم مطیعی و به عنوان برده استفادت کردم (شیطان بودم)
بعد دردسر شدی و بی صدا فروختمت و به نفع خودم دورو برگردوندم (شیطان بودم)
بعد دیدم نمیتونم باهات نباشم ، قاچاقی باهات ارتباط میگرفتم (معتاد شدم)
بعد خواستی اعتمادمو جلب کنی،جدیت نگرفتم
بعد دیدم نمیتونم کمکت نکنم ، تو سختیت کنارت بودم
سال تموم شد ، از دور باهات در ارتباط بودم ۲۴ ساعت روز ، کاملا بی دلیل
تا اینکه فهمیدم اگه چند دقیقه ازت بی خبر بمونم میمیرم و زنده میشم
سعی کردم رشدت بدم
همینطور گذشت و گذشت ، به وعده اعتماد جلب کردنت رسیدی
به خودم اومدم دیدم با طرف تو بودن و خواستنت ، منی که تا قبلش هیچ دشمنی نداشتم با لشگری رو به رو شدم
عمرم تلف خراب شدن اعصابم شد ، بیشتر از قبل
حالا با جسم و روحی زخم خورده پر از نیزه و شمشیر حاصل از دفاع ازت پیشت بودم
درمانم کردی ، اینبار قول درمان دادی ، هر چند عملی نشد ... ولی حالا زخمامو دوست دارم
سعی کردی همه شیاطین درونم رو رام کنی و در راهش هر کاری کردی و موفق شدی
فهمیدم نمیتونم غمتو ببینم ، با دیدن اشکات دنبا برام سیاه میشد ، مخصوصا اینکه فقط برای من گریه میکردی
بعد از همه اینا هزاران سختی و پستی بلندی و ترک و بازگشت شد
فهمیدم اگه تیکه تیکه ام هم کنی باز دوست دارم
فهمیدم در کنار اینکه هیچ منطقی جسم و روحم نداره ، قلبم هم بی هیچ منطق شده
هم کنون کالای حاصل یک معتاد روانی بی منطق که تنها داروی موجود در جهان براش دیدن خندته
که براش هر کاری میکنه
حتی اگه روزی دیدن خندت و خوشحالیت فقط با رفتن من محقق بشه بی درگ همون کارو میکنم
عاشقتم
_ روانی ملقب به فرشته
- ۶.۴k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط