کوک خودم از رو زمین محوش میکنم عصبی از حرص مشت زد

14
کوک: خودم از رو زمین محوش میکنم( عصبی) از حرص مشت زد

به فرمون

جیهون: بهتره هر چه زودتر منتقلش کنین به بیمارستان

ات: چ چی؟

جيهون: حالشون اصلا خوب نیست باید تحت مراقبت باشن.... اینطوری ممکنه حالشون بدتر بشه

ات: (بغض )

جیهون: هر موقع خواستید انتقالش بدید بهم خبر بدید کارتشو سمتش گرفت

ات: ممنونم اشکشو پاک کرد و تعظیم کوتاهی کرد

جیهون: (لبخند) از خونه خارج شد

جيهون* گوشیشو از کتش در آورد و شماره کوک رو گرفت و منتظر موند تا جواب بود... ولی جواب نداد برای بار دوم بهش زنگ زد که

بعد چندمین جواب داد

کوک: هومم؟ (مست)

جيهون: کوک؟ کجایی؟ (تعجب)

کوک: چیکار داری جیهون (مست)

جيهون: تو اول بگو کجایی

کوک: عوممم بار (مست)

جیهون: کدوم بار؟ بگو تا بیام دنبالت سوار ماشین شد

کوک :عاه نمیخواد ..... اینجا جام خوبه (مست)

جيهون :عوففف کوک مسخره بازی در نیار بگو کدوم باری (کلافه)

کوک:( آدرس و گفت )

جیهون: باشه ... همونجا بمون میام دنبالت قطع کرد
دیدگاه ها (۵)

15[سی و مین بعد ]جيهون* وارد بار شد و گوشه به گوشه رو نگاه م...

16جیهون تو دوست دختر داری کوک؟ (خنده)کوک: عایشش دیگه حرف نزن...

13ات: اصلا تو واسه چی انقدر سوال میپرسی؟ سرت تو کار خودت باش...

12کوک: با هم میریم..... (جدی )کوک *مچ دستشو گرفت و خواست از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط