🍁سلطان عشق🍁

من آن کوهم که اشک میریزد و رود می شود
رود عشقم که با سنگی به تو مسدود می شود

در کاخ ویران دلم قصر و عمارت می زنی
سلطان عشقم که با کیش تو محدود می شود

ای آنکه وقتی میشوم تنها به تو فکر میکنم
من ماهی عشقم به پای تو گل آلود می شود

عمری ست که با لب های تو می سوزم و میسازم‌
مثل سیگاری که از لذت تو دود می شود

این یک حقیقت است دنیای من بدون تو
پر شده از دغدغه ها احساس کم بود می شود
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۳)

🍁سلطان عشق🍁

🍁سلطان عشق🍁

بر سرخی درختان ، رعشه میزد صدایی از افقی نارنجی و اکنون ابره...

متن وصیتنامه داریوش بزرگ اینک که من از دنیا می روم، بیست و پ...

غلامحسین سالمی

گناه آلود pt4

@mobina.one هر چی بیشتر میگشتم ، کمتر به نتیجه می رسیدم .مثل...

عزیز البریهی

دست #عشق از دامنِ دل دور باد!می توان آیا به دل دستور داد؟می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط