سلام

سلام
توی+راه+بیمارستان+کیف+پولم+را+زدنده
چون+مریض+همراه+بود+ودرد+داشت+واگذار+کردم+به+خدا+که+مریضم+داد+زده+نگو
توی+بیمارستان+جلوی+پذیرش+داشتم+کلنجار+می+رفتم+با+صندوق+دار+که+همان+بند+خدا+آمد+
تا+حساب+کند+برای+مریضش+نگذاشتن+چیزی+بگویم+تا+اینکه+صندوق+دار+صدایم+زد+وکیف+پولم+را+داد+مبلغی+کم+شده+بود+برگشتیم+که+برویم+خانه+ولی+دم+درب+بیمارستان+همان+جوان+با+دختری+جلوی+مان+را+گرفت+وبا+شرمندگی+مریضم+از+دلشان+در+آورد+ومهمانشان+کرد+به+نهار+من+عصبانی+ولی+مریضم+انگار+درد+نداشت+یا+بروز+نمی+داد
نمی+دانم+بهم+چی+گفتن+ولی+در+راه+خانه+
فهمیدم+دوای+درد+مریضم+همین+هم+دردیش
بود+وتا+حالا+هم+صحبتی+از+درد+نکرده+
خدایا+شکرت
دیدگاه ها (۱)

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟎...شوتو دستش را از ر...

در عجبم از جمله" پول خوشبختی نمی اورد"آخر با چشمان خودم دیدم...

#اعتیادروزی رفیقم به سراغم آمد و گفت بیا با بچه ها برویم شما...

قسمت 5ی کردم … اگر کسی مریض می شد و تب می کرد تا صبح بیدار م...

spanish girl: 1 فصل دوم

سناریو وقتی که باردار میشی و بهشون میگی پارت دو هان: تو ...

قسمت7..چشم هام رو باز کردم … زمان زیادی گذشته بود … هنوز سرم...

#فرار از جهنم قسمت های 25,24,23,22,21قسمت بیست و یک : مسئولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط