{ماه خونی}
پارت:۴
ویو ات:
رفتیم و شام خوردیم بعدش رفتیم
رو کاناپه من چشمام کم کم گرم شد و سیاهیی
ویو کوک:رفتیم رو کاناپه که پرنسس خوابید
بلندش کردم و گذاشتم رو تخت خودم پیر اهنم
رو در آوردم و بغلش کردم
ویو صبح ساعت ۸:
_پرنسس بلند شو بابا می خواد بره سرکار ها
+نهه نرووو 🥺
_عا با من میایی سر کار
(بچه ها کوک برای اینکه لو نره تو رئیس یک شرکت
شده)
+اره من برم لباس بپوشم
_عا عا اول صبحانه
+باشه
_صبحانه چی می خوری؟
+شیر کیک
(کوک برای ات صبحانه درست کرد خوردن)
که یهو
-------------------------------------------
صبح بخیر جوجه هام
ببخشید دیر پارت گذاشتم
بعد ازظهر اگه برق نره پارت می زارم
بوس بایی
ویو ات:
رفتیم و شام خوردیم بعدش رفتیم
رو کاناپه من چشمام کم کم گرم شد و سیاهیی
ویو کوک:رفتیم رو کاناپه که پرنسس خوابید
بلندش کردم و گذاشتم رو تخت خودم پیر اهنم
رو در آوردم و بغلش کردم
ویو صبح ساعت ۸:
_پرنسس بلند شو بابا می خواد بره سرکار ها
+نهه نرووو 🥺
_عا با من میایی سر کار
(بچه ها کوک برای اینکه لو نره تو رئیس یک شرکت
شده)
+اره من برم لباس بپوشم
_عا عا اول صبحانه
+باشه
_صبحانه چی می خوری؟
+شیر کیک
(کوک برای ات صبحانه درست کرد خوردن)
که یهو
-------------------------------------------
صبح بخیر جوجه هام
ببخشید دیر پارت گذاشتم
بعد ازظهر اگه برق نره پارت می زارم
بوس بایی
- ۸۴۷
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط