سالها ناگفته ماند این شرح درد

سالها ناگفته ماند این شرح درد
دردمندی خوش نفس سر بر نکرد
عاشقان رفتند ازین صحرا خموش
بر نیامد از دل تنگی خروش

دردها را سر به سر انباشتند
انتظار سینه ما داشتند
تا نفس داری دلا فریاد کن
بستگان سینه را آزاد کن...

ناله را دم می دهم هر دم از آن
کان نهان در ناله بگشاید زبان
بی لب و دندان آن دانای راز
نشنوی از نی نوای دلنواز

از نوازشهای آن نوش آفرین
می شود این ناله نی دلنشین
دلنشین تر می شود وقتی که او
می نشیند با دلت در گفت و گو

🎙"هوشنگ‌ابتهاج"
دیدگاه ها (۰)

آن نفس کز شوق شور انگیز ویبردمد از جان نی ، صد های و هینی مد...

درد ها را سر به سر انباشتندانتظار سینه ما داشتندتا نفس داری ...

باز بانگی از نیستان می رسد🌾 غم به داد غم پرستان می رسد بشنوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط