رمان جدیدpart 2
رمان جدیدpart 2
بعد از اینکه پرداخت کرد رفتن و من خیلی شوکه شدم
ویو ۷ تا مرد=
واییی چقدر زیبا بود این دختره. حسابی دلمو برد.
فردا که روز عروسی مادرش بود ات زنگ زد به مامانش و رفتن تا همدیگر رو ببینند وقتی رفتن مادرش گفت که بعد عرسی میریم خونه شوهرم و ۷ تا داداشت رو میبینیم ات که از بچهگی خیلی دوست داشت داداش داشته باشه خوشحال شد و گفت حتما فردا شد و روز عروسی بود وقتی عروسی تموم شد ات رفت خونه و دید..................
بعد از اینکه پرداخت کرد رفتن و من خیلی شوکه شدم
ویو ۷ تا مرد=
واییی چقدر زیبا بود این دختره. حسابی دلمو برد.
فردا که روز عروسی مادرش بود ات زنگ زد به مامانش و رفتن تا همدیگر رو ببینند وقتی رفتن مادرش گفت که بعد عرسی میریم خونه شوهرم و ۷ تا داداشت رو میبینیم ات که از بچهگی خیلی دوست داشت داداش داشته باشه خوشحال شد و گفت حتما فردا شد و روز عروسی بود وقتی عروسی تموم شد ات رفت خونه و دید..................
- ۲۱۱
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط