هرچقدر بیشتر می‌گذرد

هرچقدر بیشتر می‌گذرد
می‌فهمم برای این حجم از دلتنگی
برنامه‌ریزی نکرده‌ بودم.
تسکینی کنار نگذاشته‌ بودم.
فکرش را نمی‌کردم که مرگ بتواند به این زودی مارا از هم جدا کند…
به گمانم، آدم از تنها چیزی که در خودش خبر ندارد
همین است، مرگ….
و چه بی رحم است روزگار
دیدگاه ها (۴)

هرچقدر بیشتر می‌گذردمی‌فهمم برای این حجم از دلتنگیبرنامه‌ریز...

گاهی فکر می‌کنم شاید دیوانگی، آن چیزی نباشد که آدم‌ های عاقل...

"تجزیه و تحلیل گذشته شخصیت ها"پارت سهشخصیت: موری اوگایولی مو...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

مردی که در کنارم بود

CAPTURED IN PARIS

P12از همان روزی که خبر نامزدی ارباب در عمارت پیچید، سکوت همی...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط