مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده ولیکن با که گویم ب

مرا رازیست اندر دل به خونِ دیده پرورده ولیکن با که گویم باز چون محرم نمیبینم قناعت میکنم با درد چون درمان نمیابم تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمیبینم😊✌🏻
دیدگاه ها (۱)

یه مدت که بگذره دیگه دلت تنگ نمیشه...دیگه چتاتونو نمیخونی، و...

آگاهی هر فرد ، شاید به دیگرانسرایت نکند ، اما قطعا اسبابِروش...

بدون مشورت با من، خودش تصمیم میگیرد!- نمیدانم که قلبم از کجا...

خدا مارو برای هم نمی‌خواستفقط می‌خواست همو فهمیده باشیممی‌دو...

ارغواناین چه رازیست که هر بار بهاربا عزای دل ما می‌آید؟که زم...

ارغوان شاخه همخون جدا مانده منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتا...

داستان:نفس اخرشخصیت:آت،جونگکوکویو آتبرای خودم تصمیم گرفتم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط