پرواز قوها "
پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۳۵
ویو راوی
نورا بعد از اینکه کرکره مغازه رو اورد پایین و مغازه رو قفل کرد نگاهی به مغازه بدون شیشه اش کرد و گفت
+باید فردا براش یه فکری کنم
اینو گفت و رفت سمت راهپله ها و از طریق راه پله وارد خونه شد در خونه رو باز کرد و وارد شد
رفت سمت اتاق و لباس هاشو عوض کرد و رفت حموم تا دوشی بگیره
نورا روبه روی اینه حموم وایستاده بود و اروم اروم چسب زخم رو در اورد
+اخ اخ نگاش کن
چسب زخم رو انداخت سطل آشغال و بعد شروع کرد به دوش گرفتن . بعد ۲۰ دقیقه دوش گرفتن از حموم اومد بیرون و چسب زخم جدیدی برداشت و به ارومی روی زخمش گذاشت و موهاش رو با حوله بست و رفت سمت اشپزخونه تا غذا رو گرم کنه
اجاق رو با کبریت روشن کرد و قابله غذا رو روی اجاق گذاشت تا گرم بشه ، تو این مدت هعی میرفت لبه پنجره و به بیرون نگاه میکرد یا هم به ساعت دیواری که هر ثانیه صدای تیک تیکش بلندتر میشه
+ساعت ۶:۳۰ شد چرا هنوز نیومده
غذایی که روی اجاق بود هر ثانیه بیشتر گرم میشد و نورا هم دعا دعا میکرد تهیونگ زودتر برسه .
نورا دستکش هاش رو پوشید و اروم از دسته های داغ قابلمه گرفت و بلندش کرد و روی اُپن گذاشت و شروع کرد به ریختن غذا تو سینی غذا تو همین حین صدای چرخیدن کلید توی در باعث شد نورا از کارش دست بکشه و به طرف در بره
در که باز شد تهیونگ توی چارچوب در دیده شد ، نورا هم به سمتش رفت و کت تهیونگ رو گرفت و از رگال اویزون کرد
+سلام
_ سلام
+چرا دیر کردی
_ امروز یه ذره کارمون طول کشید
+اهان
نورا یه ذره با دقت بیشتری تهیونگ رو زیر نظر گرفت ، یقه لباسش از عرق خیس شده بود و موقعی که خم شد تا کفشش رو در بیاره اخم ریزی بین ابروهاش تشکیل شده بود
+اممم .... فعک کنم امروز زیاد خسته شدی
_ اره خیلیی
نورا تا اومد چیزی بگه چشمش به موهای تهیونگ خورد و جیغ بلندی کشید
_ چیشدههه ؟
نورا با دستاش جلوی دهنش رو گرفت و گفت
+تهیونگ .....مو ......موهات چرا اینقدر .......
تهیونگ از این رفتار نورا خنده ای کرد و گفت
_ چیه باحال شده نه ؟
+نهههههه
_ مطمئن بودم اینو میگی
+ به کدوم آرایشگر ناشی دادی که موهاتو کوتاه تر از همیشه کردی ؟
_ با بچه ها که رفتیم بیرون دیدیم یه آرایشگر خیابونی داره خیلی ارزون موه کوتاه میکنه
+تو هم گفتی بزار برم موهام رو نابود کنم ها ؟
_ نه فقط یه ذره مرتب تر کرده
+مرتب؟ نصف موهات نیستتت
_ بابا موئه دیگه ....
دوباره در میاد
نورا تا خواست جواب تهیونگ رو بده ......................
شرط
۱۲ لایک
۱۲ کامنت
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۳۵
ویو راوی
نورا بعد از اینکه کرکره مغازه رو اورد پایین و مغازه رو قفل کرد نگاهی به مغازه بدون شیشه اش کرد و گفت
+باید فردا براش یه فکری کنم
اینو گفت و رفت سمت راهپله ها و از طریق راه پله وارد خونه شد در خونه رو باز کرد و وارد شد
رفت سمت اتاق و لباس هاشو عوض کرد و رفت حموم تا دوشی بگیره
نورا روبه روی اینه حموم وایستاده بود و اروم اروم چسب زخم رو در اورد
+اخ اخ نگاش کن
چسب زخم رو انداخت سطل آشغال و بعد شروع کرد به دوش گرفتن . بعد ۲۰ دقیقه دوش گرفتن از حموم اومد بیرون و چسب زخم جدیدی برداشت و به ارومی روی زخمش گذاشت و موهاش رو با حوله بست و رفت سمت اشپزخونه تا غذا رو گرم کنه
اجاق رو با کبریت روشن کرد و قابله غذا رو روی اجاق گذاشت تا گرم بشه ، تو این مدت هعی میرفت لبه پنجره و به بیرون نگاه میکرد یا هم به ساعت دیواری که هر ثانیه صدای تیک تیکش بلندتر میشه
+ساعت ۶:۳۰ شد چرا هنوز نیومده
غذایی که روی اجاق بود هر ثانیه بیشتر گرم میشد و نورا هم دعا دعا میکرد تهیونگ زودتر برسه .
نورا دستکش هاش رو پوشید و اروم از دسته های داغ قابلمه گرفت و بلندش کرد و روی اُپن گذاشت و شروع کرد به ریختن غذا تو سینی غذا تو همین حین صدای چرخیدن کلید توی در باعث شد نورا از کارش دست بکشه و به طرف در بره
در که باز شد تهیونگ توی چارچوب در دیده شد ، نورا هم به سمتش رفت و کت تهیونگ رو گرفت و از رگال اویزون کرد
+سلام
_ سلام
+چرا دیر کردی
_ امروز یه ذره کارمون طول کشید
+اهان
نورا یه ذره با دقت بیشتری تهیونگ رو زیر نظر گرفت ، یقه لباسش از عرق خیس شده بود و موقعی که خم شد تا کفشش رو در بیاره اخم ریزی بین ابروهاش تشکیل شده بود
+اممم .... فعک کنم امروز زیاد خسته شدی
_ اره خیلیی
نورا تا اومد چیزی بگه چشمش به موهای تهیونگ خورد و جیغ بلندی کشید
_ چیشدههه ؟
نورا با دستاش جلوی دهنش رو گرفت و گفت
+تهیونگ .....مو ......موهات چرا اینقدر .......
تهیونگ از این رفتار نورا خنده ای کرد و گفت
_ چیه باحال شده نه ؟
+نهههههه
_ مطمئن بودم اینو میگی
+ به کدوم آرایشگر ناشی دادی که موهاتو کوتاه تر از همیشه کردی ؟
_ با بچه ها که رفتیم بیرون دیدیم یه آرایشگر خیابونی داره خیلی ارزون موه کوتاه میکنه
+تو هم گفتی بزار برم موهام رو نابود کنم ها ؟
_ نه فقط یه ذره مرتب تر کرده
+مرتب؟ نصف موهات نیستتت
_ بابا موئه دیگه ....
دوباره در میاد
نورا تا خواست جواب تهیونگ رو بده ......................
شرط
۱۲ لایک
۱۲ کامنت
- ۲.۷k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط