تمام عاشقانه‌ها

تمام عاشقانه‌ها
در برابر چشمانت
رنگ می‌بازند
زبان شعرم لڪنت می‌گیرد
دست و دلم به نوشتن نمی‌رود
میدانی... چشم‌هاے تو
تمام ماجراست و من...
من بی‌دفاع در برابر نگاه تو
خلع سلاح می‌شوم
نه حرفی براے گفتن دارم
و نه شعرے براے سرودن
تو را بی‌واژه فارغ از آرایه‌هاے
دست و پا گیر...
وراے تشبیه و استعاره
تا مرز جان دادن می‌پرستم



دیدگاه ها (۱)

مرا ...میان مرز چشمانتپناه بدهبا آغوشت اسیرم کنبه استثمار بک...

و دوباره تصمیم گرفتم برایت بنویسم ، با اینکه میدونم دیگه نیس...

سرگرمی ام شده گرفتنِ فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری :...

✍حال ما خوب است ...خوب ؛ شبیهِ تمامِ بغض هایی که هنگامواکسن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط