رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۱۱۱

دیانا: پس چرا اون یه جوری رفتار کرد کا انگار من اشتباه کردم

ارسلان: اون خودش به هزار نفر گفته همین رضای بدبختم به زور گیر آورده

دیانا: کمی بغض کردم

ارسلان: ای من قربونت برم داره حسودی میکنه تو سنت ازش کم تره خوشگلی تازه منم خیلی دوست دارم

دیانا: بریم خونه

ارسلان: غذا تو بخور بریم
دیدگاه ها (۰)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۱۲دیانا: باشه آروم کمب از غذام و...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۱۳ارسلان: بچه ها مادیگه بریم همه...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۱۰عسل :واه واه چه دختری ارسلان: ...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۰۹رضا: حالا فهمیدیارسلان: سری پر...

p27دیانا : خیلی خوش گذشت بهم بعد کلی مدت متیو : منم همنطور ا...

p24دیانا : نه دروغ میگی شب اول همون کابوسم اون شبی که اذیتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط