خدا نه اتاق زیرشیرونی داد بهم ....

خدا نه اتاق زیرشیرونی داد بهم ....
نه‌ یه پنجره بالای سقف اتاقم که زیرش تختم باشه....
نه یه تاقچه بزرگ که بتونم دمش بنشینم....
نه یه قفسه پر از کتاب .....
نه یه خونه درختی ....
نه یه خونه بامزه ....
نه یه فرش ایرانی قرمز....
نه هرچی بگم بهم نداد دیگه اصلا چرا بگم؟
دیدگاه ها (۳)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.43(روایت از زبان ا.ت)بع...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:17 ولی اهمیت ندادم و از ...

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.15 (روایت از زبان ا.ت)چ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

شاهکاری به نام دروغ

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

[عمارت عشق] part: 2 به سمت اون خانم رفتم. چویا:«خانم دازای س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط