[{وقتی به بچت حسودی میکنه}]

<<پارت دوم >>

تهیونگ روش کرد به من گفت

"_من نمیخوام جیهون بغل کسی باشه که مال منه

" +تهیونگ جدی میگی (خنده)

تهیونگ جدی نگام کرد و معلوم بود داره راست میگه واقعا انگار نمیخواد جیهون بغلم باشه

"+پسر مامانی بلد شو برو سرویس بهداشتی الان میام باشه

" *نمیشه یکم داخل بغلت باشم.؟

"_جیهون بلد شو بدو برو

چشم غریی به تهیونگ کردم

" *نمیخوام میخوام بغل مامانم باشه خب

تهیونگ اومد دوباره زیر بغل جیهونو گرفت و بغلش کرد بوس ریزی روی سرش گذاشت

"_جیهون برو بیرون

درو باز کرد و جیهونو بیرون گذاشت بعد گفت

" _پسرم برو سرویس بهداشتی

جیهون نگاهی حرصی به تهیونگ کرد و رفت سمت اتاق خودش تهیونگ در اتاقو بست و اومد سمت من روم خیمه زد

"_که جیهون میخواد بغلت باشه آره..؟

" +تهیونگ معلومه چته اون بچمونه من مامانشم چرا نمیتونه بیاد بغل من

"_چون من میگم فهمیدی

" +باشه بلد شو باید سرویس

"_پرنسسم دستشویی داره؟

تهیونگ حل داد و گفتم

" +آره دستشویی دارم
و زود رفتم داخل دستشویی

از دستشویی اومدم بیرون تهیونگ روی تخت لم داده بود و جیهونم بغلش بود و داشتن باهم گوشی نگاه میکردن رفتم سمت کمد و لباس برداشتم تا بپوشم که تهیونگ نگاهم کرد

"_جیهون سرتو بچسبون به سینم وقتی گفتم در بیار

" *نه میخوام نگاه گوشی کنم ( لوس)

تهیونگ سر جیهونو چسبوند به سینش

"_ا/ت لباستو عوض کن

من با تعجب بهش نگاه کردم بعدش لباسامو در آوردم تهیونگ با چشم های خمار داشت نگام می‌کرد رفتم سمتش تا مثل همیشه برام سوتینمو ببنده موهامو با دستم جمع کردم تهیونگ یکم جلو اومد با دستاش بزرگش سوتینمو بست دستاش می‌خورد به کمرم مور مورم میشد وقتی بست میخواستم بلد بشم که بوسه خیسی روی گردنم گذاشت

"_زود لباستو بپوش الان جیهون نگات میکنه

" +خوب نگاه کنه بچمه مشکلی نیست (درحالی که لباس می‌پوشید)

"_ساکت شو هیچ کس به جز من حق نداره بدنتو نگاه کنه

جیهون زود فرار کرد و اومد زیر پایی من و پاهامو محکم گرفت بالا تنم لخت بود فقط سوتین تنم بود با شلواک جیهون سرشو بالا آورد و نگاهم کرد

*:مامان من شیر میخوام گشنمه

" +باشه پسرم روی تخت بشین الان بهت شیر میدم

جیهون زود اومد روی تخت نشست تهیونگ نگاهی بهش کرد

" _چرا رفتی کنار مامان

"*مامانه خودمه رفتم کنار تا بهم غذا بده

" _دفعه آخرت باشه وقتی مامانی لباس تنش نیست بری نگاش کنی

جیهون با چشمای که دقیقا مثل تهیونگ بود نگاهی به تهیونگ کرد بعدش دوباره نگاشو داد به من منم لباسمو پوشیدم و کیلیپس زدم به موهام و از اتاق خارج شدم و رفتم اتاق جیهون شیر خشک و شیشه پسونک جبهونو برداشتم و از اتاقش اومدم بیرون رفتم سمت اتاق خودمو تهیونگ و درو باز کردم رفتم نزدیک و روی تخت نشستم و تهیونگ کنارم لم داد جبهونو بغل کردم که تهیونگ اوفی کرد نگاهش کردم و خندیدم داخل شیشه پسونک شیر خوش رختم و آب اضافه کردم و شیشه پسونکو نزدیک لبای جیهون بردم که........

_________________________

حمایت یادتون نره ممنون 💞
دیدگاه ها (۰)

{[وقتی به بچت حسودی میکنه]}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط