سر می کنم در روزهایی که نمی دانم...

سر می کنم در روزهایی که نمی دانم...
یک ساعت دیگر من آیا زنده می مانم؟!

انگار با من قهر کرده روی آرامش
دریای بغضم در تلاطم های طوفانم

مرحم نمی خواهم برای زخم هایم چون
کل جهان درد است در هر ذره ی جانم

از حال و روزم بی خبر هستند آدم ها
من پشت این لبخندهای خسته پنهانم

حتی ندارم سایه ای که پشت من باشد
برگی میان باد و پاییزم، پریشانم...

گفتی بگیرم دست هایت را ولی دیدم
آب از سر من رد شده بس که ویرانم!

بگذار من تنها بمانم با غروب...
دیدگاه ها (۱۰)

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

کجایی ماهِ پشت ابر پنهانم؟ نمی دانمچرا آواره کوه و بیابانم، ...

چرا آواره کوه و بیابانم، نمی دانم چه می خواهد غم عشق تو از ج...

چرا آواره کوه و بیابانم، نمی دانمچه می خواهد غم عشق تو از جا...

‌نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آردپشت لبخندی پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط