من تجربه کردم
من تجربه کردم
دقیقا شنبه هفته پیش بود 11 / 7 / 1404
داشتیم از مدرسه برمیگشتیم با دوستام و بارون گرفته بود
یکیشون هعی زمزمه میکرد تو برو خودت اما نادیده گرفتم بعد چند دیقه یهو وایسادن و گفتن ما کار داریم خودت تنهایی برو
جدن خیلی دلم شکست و خب بقیه راه رو تنهایی رفتم همیشه حس میکردم من اون ادم اضافه هستم اما نادیده گرفتم این موضوع رو تا اون روز حقیقت رو کوبوندن تو صورتم و خب....... :)
بهش پیام دادم و گفتم من از فردا باهاتون نمیام و برگشت گفت ببخشید من نمیخواستم اینجوری بشه ولی فقط داشت انکار میکرد
در کل خیلی دلم شکست 🫠💔 و همیشه اون ادم اضافه هستم
دقیقا شنبه هفته پیش بود 11 / 7 / 1404
داشتیم از مدرسه برمیگشتیم با دوستام و بارون گرفته بود
یکیشون هعی زمزمه میکرد تو برو خودت اما نادیده گرفتم بعد چند دیقه یهو وایسادن و گفتن ما کار داریم خودت تنهایی برو
جدن خیلی دلم شکست و خب بقیه راه رو تنهایی رفتم همیشه حس میکردم من اون ادم اضافه هستم اما نادیده گرفتم این موضوع رو تا اون روز حقیقت رو کوبوندن تو صورتم و خب....... :)
بهش پیام دادم و گفتم من از فردا باهاتون نمیام و برگشت گفت ببخشید من نمیخواستم اینجوری بشه ولی فقط داشت انکار میکرد
در کل خیلی دلم شکست 🫠💔 و همیشه اون ادم اضافه هستم
- ۲۹۴
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط