چند پارتی دراکو وقتی با هم دوست صمیمی بودیم اما بخاطر یه

چند پارتی دراکو وقتی با هم دوست صمیمی بودیم اما بخاطر یه دعوا از هم فاصله گرفتیم p⁴(Last part)
*درخواستی*
(پیشنهاد میکنم موقع خوندن اهنگ روی ویدیو رو گوش کنید )

همه از کلاس خارج میشن دراکو درحال جمع وسایلش بود که عزمم رو جزم کردم و به سمتش رفتم.

+دراکو!

جواب بهم نداد و به سمت در رفت. دستش رو گرفتم

+لطفا...به احترام دوستیه ده سالمون...

یهو وایمیسته

-ها؟

+چرا اینطوری میکنی؟ چرا فاصله میگیری؟ من میبینم که حالت خوب نیست. هرچی بشه تو بهتری دوست من میمونی و میتونی راجبش صحبت کنی.

-چ...چیزی نیست... من مثل همیشه میمونم... فقط دیگه نمیتونم کنارت باشم...همین!

+دراکو من دوستت دارم.

یهو از دهنم پرید...خدایا این چه حرفی بود...
-نباید....

+فقط بهم بگو چته

-میخوای بدونی باشه! من یه مرگخوارم اوکی؟ راحت شدی؟؟؟

یهو آستینش رو بالا زد و تتوش رو نشونم داد

+چ....چی....

-من مجبورم...اون منو انتخاب کرده...من نمیخوام ازت دور باشم... پدرم مجبورم کرده... اگر کنارت باشم آسیب میبینی...لطفا ا/ت...

قشنگ مشخصه بغض کرده.

+هی...هی...باشه

بغلش میکنم دستش رو دور کمرم میندازه و بغلم میکنه و گریه میکنه

+بریز بیرون من اینجام...

-تورو خدا نرو...ازت خواهش میکنم...

+نه جایی نمیرم....

-منو ببخش یه عوضی بودم...

+اشکال نداره...

-جز تو کسی رو ندارم...

سرش رو میبوسم

-خیلی دوستت دارم...

+منم همینطور...

پایان🎀
نظرتون رو بنویسید 🙏🏼
دیدگاه ها (۲)

سناریو اسلیترین: تک پارتی تام

سناریو اسلیترین

sorry❗#sorry 𝑷𝑨𝑹𝑻 4ویو جین: یهو کتابشو ازش گرفتم =هی پسش بده...

سلامممممممممم بچه ها این اولین باری که من داستان درست میکنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط