در خیالات خودم, در زیر بارانی که نیست

در خیالات خودم, در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می نشینی روبرویم، خستگی درمیکنی
چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز ميخندی و ميپرسي, كه حالت بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی، گرچه میدانی که نیست

شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم، توی گلدانی که نیست

چشم میدوزم به چشمت، مي شود آیا کمی
دستهایم را بگیری، بین دستانی که نیست..؟!
دیدگاه ها (۲)

در خیالات خودم,در زیر بارانی که نیست…می رسم با تو به خانه،از...

توکه مهمان خیالم باشی در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیستمی ...

در خیالات خودمدر زیر #بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از ...

در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از خ...

در خیالات خودم, در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، ا...

در خیالات خودم, در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، ا...

در خیالات خودم, در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، ا...

در خیالات خودم, در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، ا...

در خیالات خودم.در زیر بارانی که نیست…می رسم با تو به خانه،از...

در خیالات خودم,در زیر بارانی که نیست…می رسم با تو به خانه،از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط