آره هانا باید تصمیم میگرفت که جیمین رو ببخشه یا نه همه چی دست ...

#۲۵


آره، هانا باید تصمیم میگرفت که جیمین رو ببخشه یا نه، همه چی دست هانا بود، جیمین بدون هانا نابود میشد، نمیتونست زندگیش رو بدون هانا ادامه بده.


و این شاید سخت ترین تصمیم هانا باشه، بخشیدن کسی که گولش زده و بهش تجاوز کرده و روش دست بلند کرده، بخشیدن همچین کسی واقعا سخته.


الان بی گناه ترین کسی که توی این جمع کسی جز هانا نیست، هانا هیچ تقصیری نداشت، البته جیمین هم یجورایی بی گناه بود ولی نه به اندازه هانا.


مشکل کنترل خشم داشت، آره جیمین مشکل کنترل خشم داشت و وقتی عصبانی میشد نمیدونست چیکار میکنه و طرف مقابلش کیه.


جیمین از خودش متنفر بود که خشمش باعث شده بود دست رو کسی که خیلی دوستش داره و همینطور عاشقش هست بلند کنه.


تقصیر جیمین نبود که مشکل کنترل خشم داشت، ارثی بود، مشکلش ارثی بود، از پدرش ارثی بود، و یکی از دلایل اینکه از خانواده پدریش متنفر بود همین بود.


چون بخاطر همین کنترل خشم مادرش رو از دست داده بود، پدرش وقتی عصبانی بود به مادرش آسیب زده بود، آسیب که نه درواقع مادرش رو کشته بود.


اون زمان جیمین سنی نداشت که مادرش رو از دست بده فقط ۹ سالش بود و از دست دادن مادرش خیلی درد بزرگی بود برای یه بچه ۹ ساله توی این سن.


جیمین با یادآوری اون خاطرات دوباره اشکاش شروع کرد به ریختن و نامجون با دیدن چشمای جیمین متوجه همه چیز شد و صورتش گرفت.


جیمین دلش نمیخواست مثل پدرش بشه، خودش میدونست اگه مثل پدرش بشه نمیتونه با هانا زندگی کنه چون میدونست به هانا آسیب میزنه.


جیمین دیوونه هانا شده بود، بدون اون نمیتونست نفس بکشه، مطمئن بود بعد از هانا مثل پدرش خودکشی میکرد، هنوز روی زمین داشت اشک میریخت.


این حالت جیمین حال نامجون رو خیلی خراب میکرد، نامجون برای جیمین یه لیوان آب اورد ولی جیمین لیوان رو پس زد چیزی از گلوش پایین نمی‌رفت.


جیمین مثل افسرده ها نشسته بود و نامجون هم بی حال کنار جیمین ایستاده بود که از داخل اتاق صدای شکستگی اومد......


بچه ها شاید بتونم یه پارت دیگه بنویسم و نتونم سه پارت بنویسم و دو پارت دیگه رو فردا بنویسم چون حال زیاد خوبی ندارم، مرسی ازتون❤️✨️
دیدگاه ها (۱۳)

فیک نویسه خوشگلمون فالو شه🤍✨️https://wisgoon.com/rosaline_mh

ساعت ۳ پارت میزارم

۶۰۰ تایمون مباررررررککککککککککککک مرسیییییی عشقای مننننننننن...

این بانوی زیبا رو فالو کنید✨️https://wisgoon.com/asas.w

#۲۷هانا:"نمیدونم"نامی:" هانا منظورمو میفهمی، جیمین خودکشی می...

#۲۶جیمین وقتی صدای شکستگی رو شنید سریع بلند شد و به سمت اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط