میلادنور

عید ما عید شما باز درود و سه سلام
باز پیغام دهم با شکر و قند پیام
روزگاری است که من عاشقم و چشم به راه
می فرستم به تو پیغام ز انوار کلام
حضرتش باز مدد کرد و سپس هدیه بداد
علی و کوثر و عشق آمد و شد ماه تمام
روز مرد است و علی شیر ولایت خورده
صفدر و حیدر اعلاست که جانست به کام
من وحیدم که جهانش به دلم داد حیات
دست در دست علی هست به دستانش جام
مست مستم ز علی من که وحیدم در عشق
یا علی کن مددم تا که بگیرم پیغام
زندگی از همه دارم به وصال تو علی
گر وحیدم تو مرا داده ای این نیکو نام
Join my group board
, مجموعه اشعار ساسان خاکسار متخلص به وحید تویسرکانی
on Pinterest! https://pin.it/6kSkqEb
دیدگاه ها (۰)

گر هدیه ی من شاخه گلی سرخ شدست چشمانم از حسرت رویت شده مست ا...

در درونم محبتت جاری استزخم و سوزم نشانِ غمخواری استدوستت دار...

زندگان جاوید

مجموعه اشعار ساسان خاکسار:رضا جون دستای بسته را بگیررضا جون ...

بگذار ستاره ها زنندت فریادبگذار که بشکنند دستِ بیدادبگذار کم...

با چشمهای خیس برایم سرود خوانددل را فریفت، بس که به مستی مرا...

انگار همین حوالی نشستیمو در آغوش غزلهای همچه عهدها که نبستیم...

انگار همین حوالی نشستیمو در آغوش غزلهای همچه عهدها که نبستیم...

انگار همین حوالی نشستیمو در آغوش غزلهای همچه عهدها که نبستیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط