گفت ای دیوانه لیلایت منم

گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوازه ی صحرا نشد
گفتمت عاقل میشوی اما نشد
سوختم در حسرتت یک بار دیگر
غیر لیلا بر نیاید از هیچ کس
روز و شب او را صدا کردی و لی دیدم امشب با معنی گفتی بلی
مطمعن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این مجنون که خارت کرده بود
درس عشقش بی‌قرارت کرده بود
مرد رهم باش تاشاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم
دیدگاه ها (۳)

گفت: ای دیوانه لیلایت منمدر رگ پیدا و پنهانت منمسال ها با جو...

گفت: اي ديوانه ليلايت منمدر رگ پنهان و پيدايت منمسال ها با ج...

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو درکوچه ی لیلا نشستگفت یارب ...

یک شبی مجنون نمازش راشکست..بی وضودر کوچه ی لیلانشست..عشق آن ...

یک شبی مجنون نمازش را شکست.بی وضو در کوچه لیلا نشست.عشق آن ش...

یک شبی مجنون نمازش را شکست.بی وضو درکوچه ی لیلا نشست.عشق آنش...

یک شبی مجنون نمازش راشکست بی خود در کوچه ی لیلا نشست عشق آن ...

‎یک شبی مجنون نمازش راشکست‎بی وضو در کوچه لیلا نشست‎عشق آن ش...

گفت: ای دیوانه لیلایت منمدر رگ پنهان و پیدایت منمسال ها با ج...

یک شبی مجنون نمازش را شکست/بی وضو در کوچه لیلا نشست/عشق آن ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط