دختر بد(سناریو فیک جواهر بخش ای)

p4
سرمو گذاشته بودم روی میز که بخوابم
خوب خیالم راحت بود جزوه یکی از بچه هارو کش میرفتم
ولی واقعا منتظرم ضایع شدنش رو ببینم
جی جی گفت : تو نمیخوای درس یاد بگیری؟
گفتم : بلدم اینا رو
جی جی : پس... میشه به منم یاد بدی؟
گفتم : نه ، خودمم میخوام جزوه رو از بقیه بچه ها بگیرم
معلم داد زد : خانم هانامیتچی ، دوست جدید پیدا کردی باید کلاس رو بذاری رو سرت ؟
گفتم : آخه خانوم خیلی وقته بایه دختر حرف نزدم
گفت : خوب بعد کلاسسسس
گفتم : چشمممم
صدای خنده بچه ها بلند شد
یه نگاه به یوری انداختم که بدبخت بدتر از من حال و حوصله جزوه نداشت
آخرین امیدم کیفر بود
روی کاغذ نوشتم :
اگه جزوه مینویسی ، تک خوری نکن به منم بده حال ندارم جزوه بنویسم
بعدم موشکش کردمو و بدون اینکه معلم بفهمه پرت کردم سمت کیفر
پشت کاغذ چیزی نوشت و پرت کرد سمتم
نوشته بود :
نمیخوام
کاغذو مچاله کردم و زیر لب فحشش دادم
یهو با شنیدن صدای معلم به خودم اومدم
گفت : خسته نباشه بعدا میبینمتون و از کلاس بیرون رفت
جی جی اومد بلند شه که دید بلهههه
چسبیده بود به صندلی!
هیچی دیگه سه ساعت بهش خندیدیم
جی جی گفت : کی اینکارو کردههه؟
کیفر : آخی چسبیدییی؟
جی جی : خیلی بدیییییییی ، مردی بیا درست حسابی بجنگیم
کیفر : تچ ، برو بابا فعلا که چسبیدی به صندلی
و از کلاس بیرون رفت
جیجی داد زد : سی ان بیا نجاتم بده
سی ان : شرمنده ، کیفر از دستم عصبی میشه
جی جی : فیلیکسسس تو بیا
فیلیکس : فقط دامنتو دربیار بابا
جی جی : خیلی بدیییید
خنده م گرفته بود داشتم قهقه میخندیدم
جی جی : نخند بیا کمک
دم گوشش گفتم : همه که رفتن کمکت میکنیم
بلند گفتم : سی ان ، فیلیکس ، بیاید اینجا
اومدن
گفتم : سی ان تو صندلی رو بگیر ، فیلیکس توهم دستشو بگیر بکش
جی جی : ولی...
گفتم : ولی و اما و اگر نداره ، اگه نمیخوای باید همینجا بمونی
فیلیکس : تا سه میشمارم
فیلکس و سی ان و من همزمان گفتیم : ۱،۲،۳
بار اول کنده نشد
گفتم : از اول
سی ان : باشه
دوباره همزمان شماردیم : ۱،۲،۳
این دفعه جدا شد ولی....
دامنش کنده شده بودم
سی ان گفت : واااوو چه باسنی داری رفیق
فیلکسم چشماشو بسته بود می‌خندید
گفتم : اصلا اونطوری که میخواستم نشد
جی جی گفت : خیلی بدیی
گفتم : والا من نجاتت دادم چرا به من میگی بد
خلاصه که سی ان ژاکتشو داد به جی جی که بپیچه دور خودش
منم که امروز قرار بود برم خونه کیفر که با کیرن بازی کنم ، رفتم سمت کیفر
جی جی و سی ان هم پشت سرم اومدن
رسیدم به کیفر
گفتم : جزوه رو میدیااا
گفت : باشه بابا امروز که میای میتونی از جزوه م عکس بگیری
گفتم : دمت گرم
یوری گفت : امروزم نمیای خونه ؟
گفتم : نه ، میرم خونه مجردی
گفت : که اینطور.‌‌.‌. نظرت چیه امروز خونه مجردی مهمونی بگیریم؟
گفتم : عامم پایم ، البته اگه همه بیان
کیفر گفت : من که هستم
دونه دونه گفتن منم هستم ، منم هستم
سی ان و جی جی رسیدن
جی جی : دیگه شورش رو درآوردین
کیفر : دهنمو باز نکن
جی جی : بذار باز شه ببینیم چی میشه
کیفر : با تموم وجود میخوام بندازمت از کلاس بیرون
جی جی : نمیتونی
کیفر : میتونم
جی جی : حالا ببینیم ولی اینو بدون که بازی شروع شد
بعدم ژاکت سی ان رو درآورد و پرت کرد تو صورت کیفر
بعدم که برگشت بره
خوب ... دامنش پاره بود
یوری و کیفر بهش خندیدن
فاک نشون داد رفت
گفتم : این دختره خیلی عجیبه ، راست میگی که با بقیه فرق داره
توی دلم یه چیزی لرزید
شاید ... شاید بتونیم دوستای خوبی بشیم...
نه اصلا همچین فکرهای چرتی نکن
اون دشمن کیفر ه و من نباید باهاش دوست بشم
....
دیدگاه ها (۰)

ممنون گلمممم

دختر بد(سناریو فیک جواهر بخش ای)

دختر بد (سناریو جواهر بخش ای)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط