دختر بد (سناریو فیک جواهر بخش ای)

p9
کلاس تموم شد‌
به کیفر گفتم: من امروز میرم پیش یوری
کیفر گفت : باشه پس فعلا
گفتم : خدافظ
جی اومد جلو باهام حرف بزنه
تو دختر خاله اون مرتیکه عوضی ای
رفتم سمت یوری
گفتم : کی میریم ؟
گفت : امروز با من میای ؟
گفتم : آره
گفت : پس بابابزرگ امروز ذوق میکنه بدجور
گفتم : چرا باید ذوق کنه ؟
گفت : نمیدونم ، شاید چون تو نوه مرد علاقشی
اومدم چیزی بگم که جی دوباره اومد سمتم
دست یوری رو گرفتم و کشیدمش از مدرسه
بیرون
*روز بعد
جمع شده بودیم توی حیاط و داشتیم سوابق مدرسه قبلی جی رو چک میکردیم
با مداد زدن همکلاسی ، مشت زدن ...
سوابقش بد بود ولی خوب به پای‌ من و کیفر و یوری نمی‌رسید
یه دفعه یکی از بچه ها (نویسنده: اسم برادر یادم نیست) بدو بدو اومد و گفت :
بچه ها یه چیزی فهمیدم
کیفر : چی؟
گفت : مادرای آریس و جی باهم خواهر های ناتنی ن ، یه خوانواده از هم پاشیده دارن . پدرش جایی نیست که بشه پیدا کرد و مادرش چندین بار ازدواج کرده ، خود جی هم با مامان بزرگش ، بزرگ شده
ولی نکته اصلی اینجاست که مادر اریس این چند وقته جی رو آورده پیش خودش
یوری گفت : پس احتمال داره که جاسوس اریس باشه
گفتم : پس از عمد دختر خاله ی دردسرسازش رو اینجا کاشته...
*سرکلاس
معلم : خوب دیگه خسته نباشید ، یادتون نره قبل رفتن تمیزکاری کنید
سریع وسایلمو جمع کردم رفتم بیرون
بقیه هم همینکار کردن
و در رو روی جی قفل کردیم
یکی از بچه ها : خوب ، نقشه ت برای جی جی چیه ؟
کیفر‌ : باید از شرش خلاص شیم
گفت : ولی چطور ؟ برنامه "وانمود کن اون وجود نداره" تو انگار عمل نمیکنه
یکی دیگه گفت : اون خیلی کله خره ، دربرابرش چیزی نیستی
کیفر : امکان نداره ، ما فقط باید اینجارو براش جهنم کنیم تا خودش تصمیم بگیره بره
یه خورده مکث کرد و بعد گفت : فقط تماشا کن
و بدو بدو رفت توی کلاس
سطل زباله پر رو روی زمین که جی جی تازه جارو کرده بود ریخت
گفت : اوپس ، اینجا هنوز کثیفه ، آشغالا رو فراموش کردی
جی : برات خنده داره ؟ الان خوشحالی ؟‌
کیفر : آره ، خنده داره
رفت و یه سطل آشغال دیگه آورد و این یکی رو روی جی خالی کرد
جی : فک میکنی باحالی ؟ خودت خواستی
اونم اومد آشغال ریخت روی کیفر
بلند گفت : بیا ، آشغالا ، بدو تمیزشون کن
یوری پرید وسط : بسه
جی : اون تنها کسیه که میتونه ازین کارا بکنه ؟ قبول نمیکنم ، همتون باید تمیز کنید
گفتم : خیلی خوب ، ماهم تمیز میکنیم
بچه ها گفتن : ما تمیز نمی‌کنیم مارو قاطی ماجرا نکن
کیفر : من نماینده کلاسم تمیز نمیکنم
جی : خب نماینده کلاسی که چی؟ این تورو از بقیه جدا میکنه ؟
کیفر : چه کوفتیه ...
جی : از کی تاحالا نماینده کلاس از تمیزکاری معاف شده ؟ واااوو ، دیکتاتوریه ؟ حالا خوبه خودت باعث اینی
کیفر : آره من خودم باعث اینم ، که چی؟ بیشترم شلوغ میکنم میخوای چیکار کنی‌
جی : خیلی خوب کثیف کاری ، بجنب
یوری کیفر رو برد عقب تا با جی درگیر نشه
بهش گفت : فقط تمیز کن
کیفر : چرا ؟
یوری : ما از کجا بدونیم ، شاید دختر خاله ش رو فرستاده تا دردسر درست کنه
یوری گفت : دیوید برمیگرده مگه نه ؟
و از کلاس بیرون رفت
ولی من توی کلاس موندم و گفتم : منم اینجا کمک میکنم
یوری داد زد : خیلی خوب تمیزکاری رو شروع کنید
جی : خیلی جالبه مگه نه ؟
روی صندلی لش کردم و با گوشی ور رفتم
کیفر گفت : فک نکنم حبس شدن با تو جالب باشه
گفتم : موافقم کیفر
جی : خوب تقصیر خودته
کیفر : تقصیر من ؟
جی : پس تقصیر کی ؟
کیفر گفت : تو روی من آشغال ریختی
جی : خودت شروع کردی آقای نماینده کلاس
گفتم: آرومتر حرف بزنید روی کار تمرکز کنید
جی : تو حالا غر نزن ... ولی ... این دیوید کی هست ؟
کیفر : نماینده اصلی کلاس
جی : اوه اصلی
گفتم : اصلی ، مصلی تصلی ول کنید
جی : یه سوال
کیفر : دیگه چی ؟
جی : چرا وقتی فهمیدید اریس پسرخالمه ازم دوری کردید
پوزخند زدم و روم و برگردوندم
کیفر هم تیش کرد و روش رو از جی گرفت
...
دیدگاه ها (۰)

وایی ممنوننن

تشکرررر تشکرررررر

دختر بد (سناریو جواهر بخش ای)

دختر بد(سناریو جواهر بخش ای)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط