آغوش تو ....
آغوش تو ....
سینه تنگ من و بار غم تو
کوچه احساس خالی از رد پای تو
چشمانت آبی دریا ....
مرد این بار گران نیست دل مسکین من
نگارم .....
دل در هوای تو
حالا که از من دوری ....
احساسم امانت باشد پیش تو
حال ، من و حس بی تو بودن
در امتداد رویایی خیس
شد جرمم دوری تو
حکمم حبس ابد در خیال تو
چه گویم ، چه سازم
در حصار تند باد حادثه ای تلخ
نه پای رفتن نه پای ماندن
میشوم خاک آخر.....
در حسرت آغوشت
برای آنکس که خودش میداند
سینه تنگ من و بار غم تو
کوچه احساس خالی از رد پای تو
چشمانت آبی دریا ....
مرد این بار گران نیست دل مسکین من
نگارم .....
دل در هوای تو
حالا که از من دوری ....
احساسم امانت باشد پیش تو
حال ، من و حس بی تو بودن
در امتداد رویایی خیس
شد جرمم دوری تو
حکمم حبس ابد در خیال تو
چه گویم ، چه سازم
در حصار تند باد حادثه ای تلخ
نه پای رفتن نه پای ماندن
میشوم خاک آخر.....
در حسرت آغوشت
برای آنکس که خودش میداند
- ۷.۶k
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط