آغوش تو ....

آغوش تو ....
سینه تنگ من و بار غم تو
کوچه احساس خالی از رد پای تو
چشمانت آبی دریا ....
مرد این بار گران نیست دل مسکین من
نگارم .‌‌‌‌....
دل در هوای تو
حالا که از من دوری ....
احساسم امانت باشد پیش تو
حال ، من و حس بی تو بودن
در امتداد رویایی خیس
شد جرمم دوری تو
حکمم حبس ابد در خیال تو
چه گویم ، چه سازم
در حصار تند باد حادثه ای تلخ
نه پای رفتن نه پای ماندن
میشوم خاک آخر.....
در حسرت آغوشت





برای آنکس که خودش میداند
دیدگاه ها (۲)

نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!ن...

نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!ن...

نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!ن...

نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!ن...

نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!ن...

نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم! ...

نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!ن...

نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم! ...

#دیدار‌با‌سکوت...هوا سرد شده خوب خودت را بپوشان، سرما نخوری ...

ک.د.آزاد شاعر بانه‌ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط