همیشه دلم میخواست ساعت ها به تو نگاه کنم بدون هیچ حرفی

همیشه دلم میخواست ساعت ها به تو نگاه کنم ، بدون هیچ حرفی ، از نزدیک ، در حالی که در کنارت خوابیده ام و تو در آغوش من به خواب رفته ای ؛ ولی این یک رویای خیالی بیش نبود و من سال ها را در حسرت ، فقط یک لحظه دیدنت ، حتی در کنار او ، گذراندم...







" زندگی ، حسرتی بیش نیست "
دیدگاه ها (۰)

کل روزمو با فکر کردن به تو ، و هر چیزی که مربوط به تو باشه س...

یه دیالوگ قشنگ بود :_ منو یادته ؟ چی ؟_ من ، منو یادته . با...

وقتی که روی نیمکت ، کنار ساحل نشسته بودیم . خیلی سردت شده بو...

همیشه عاشق بغل کردن بودی ، با اینکه بالام شکسته بود ، تورو ب...

دلم میخواست الان کنارت باشمدست بکشم رو موهات،باهات صحبت کنم ...

پارت ۲۳بعد از آن رویارویی پرتنش، شب کمی آرام شد.ماشین تهیونگ...

زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام) پارت 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط