یادمه اون روز رو

یادمه اون روز رو ..

یادمه اون روز رو ..
گفتم خدافظ ..
ولی ته قلبم گفتم نمیشه بمونی ..
رفتم ..
ولی گفتم نمیشه بیاد دنبالم و بگه بمون ..
نگاهش نکردم ..
ولی بار ها توی سرم تکرارش کردم ..
زندم..
ولی بار ها توی سرم مردم ..
زندس...
ولی بار ها برای خودم کشتمش..
دلتنگشم..
ولی غرورم نمیزاره که گریه کنم ..

اینجام ...
ولی ..‌
دیدگاه ها (۰)

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

رمان اسیر خان پارت نهم ۹

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟒@لیام +ت تهیونگ@کیی بود +خ خب م @ی سیلی محکم بهش زدم ا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 216♡⁠。⁠)⁩بالاخر...

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

محو زیبایی او پارت ۴۶ویو ته یونگگوشیم رو برداشتم و کلی سعی ک...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

استاد من ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط