سال ۱۸۹۸، ماری کوری، دانشمندی لهستانی-فرانسوی، همراه با ه
سال ۱۸۹۸، ماری کوری، دانشمندی لهستانی-فرانسوی، همراه با همسرش پیر کوری، در یک آزمایشگاه سردابمانند در پاریس، پس از ماهها کار طاقتفرسا روی سنگ معدن اورانیوم، موفق به کشف عنصر جدیدی شدند. آنها آن را «رادیوم» نامیدند، چون پرتوهایی از خود ساطع میکرد که در تاریکی میدرخشید.
این کشف، ماری کوری را به اولین زنی تبدیل کرد که برندهی جایزهی نوبل شد (فیزیک ۱۹۰۳) و بعدها دومین نوبل را در شیمی (۱۹۱۱) دریافت کرد. او به نماد پیشرفت زنان در علم تبدیل شد؛ زنی که در جامعای مردسالار، با فقر و تبعیض جنگید و توانست نام خود را در تاریخ جاودانه کند. او معتقد بود رادیوم میتواند به درمان سرطان کمک کند (که همین طور هم شد)
در اوایل قرن بیستم، رادیوم به سرعت به یک مادهی شگفتانگیز در صنعت تبدیل شد. خاصیت درخشان آن در تاریکی، آن را به گزینهی ایدهآلی برای عقربههای ساعت و قطبنما تبدیل کرد.کارگران این کارخانهها عمدتاً دختران جوان و مهاجری بودند که با دستمزد ناچیز کار میکردند. به آنها گفته شد که رنگ «کاملاً بیخطر» است و برای اینکه نوک قلمموها تیز و دقیق شود، باید آن را با لبهای خود شکل دهند. این دختران، روزانه صدها بار این کار را تکرار میکردند و هر بار مقداری رادیوم میبلعیدند.
درخشش عقربهها زیر نور مهتاب، برایشان شبیه جادو بود. آنها حتی موهای خود را با این رنگ میآراستند و لباسهایشان را میدرخشاندند. اما این زیبایی، زهر مرگ بود.اولین قربانی شناختهشده، آملیا « مالی» ماجیا بود که در سال ۱۹۲۲، تنها در ۲۴ سالگی، بر اثر خونریزی شدید درگذشت. مرگ او و دوستانش، با انکار و بیتفاوتی شرکت مواجه شد. در سال ۱۹۲۷، پنج زن از کارگران بازمانده، تصمیم گرفتند علیه شرکت شکایت کنند. آنها «دختران رادیوم» نام گرفتند. وکلای شرکت ادعا میکردند که «مقدار رادیوم بلعیدهشده آنقدر کم است که نمیتواند کشنده باشد»، اما حقیقت این بود که رادیوم درست مثل کلسیم، در استخوانها ذخیره میشد و تا آخر عمر، از درون بدن را میپوساند.در نهایت، پس از ماهها کشمکش، این زنان در سال ۱۹۳۸ به مبلغ ۱۰۰٬۰۰۰ دلار غرامت و مستمری مادامالعمر رسیدند، اما خیلی از آنها تا پیش از اعلام رای، جان خود را از دست داده بودند.
این کشف، ماری کوری را به اولین زنی تبدیل کرد که برندهی جایزهی نوبل شد (فیزیک ۱۹۰۳) و بعدها دومین نوبل را در شیمی (۱۹۱۱) دریافت کرد. او به نماد پیشرفت زنان در علم تبدیل شد؛ زنی که در جامعای مردسالار، با فقر و تبعیض جنگید و توانست نام خود را در تاریخ جاودانه کند. او معتقد بود رادیوم میتواند به درمان سرطان کمک کند (که همین طور هم شد)
در اوایل قرن بیستم، رادیوم به سرعت به یک مادهی شگفتانگیز در صنعت تبدیل شد. خاصیت درخشان آن در تاریکی، آن را به گزینهی ایدهآلی برای عقربههای ساعت و قطبنما تبدیل کرد.کارگران این کارخانهها عمدتاً دختران جوان و مهاجری بودند که با دستمزد ناچیز کار میکردند. به آنها گفته شد که رنگ «کاملاً بیخطر» است و برای اینکه نوک قلمموها تیز و دقیق شود، باید آن را با لبهای خود شکل دهند. این دختران، روزانه صدها بار این کار را تکرار میکردند و هر بار مقداری رادیوم میبلعیدند.
درخشش عقربهها زیر نور مهتاب، برایشان شبیه جادو بود. آنها حتی موهای خود را با این رنگ میآراستند و لباسهایشان را میدرخشاندند. اما این زیبایی، زهر مرگ بود.اولین قربانی شناختهشده، آملیا « مالی» ماجیا بود که در سال ۱۹۲۲، تنها در ۲۴ سالگی، بر اثر خونریزی شدید درگذشت. مرگ او و دوستانش، با انکار و بیتفاوتی شرکت مواجه شد. در سال ۱۹۲۷، پنج زن از کارگران بازمانده، تصمیم گرفتند علیه شرکت شکایت کنند. آنها «دختران رادیوم» نام گرفتند. وکلای شرکت ادعا میکردند که «مقدار رادیوم بلعیدهشده آنقدر کم است که نمیتواند کشنده باشد»، اما حقیقت این بود که رادیوم درست مثل کلسیم، در استخوانها ذخیره میشد و تا آخر عمر، از درون بدن را میپوساند.در نهایت، پس از ماهها کشمکش، این زنان در سال ۱۹۳۸ به مبلغ ۱۰۰٬۰۰۰ دلار غرامت و مستمری مادامالعمر رسیدند، اما خیلی از آنها تا پیش از اعلام رای، جان خود را از دست داده بودند.
- ۵۸۹
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط