The Boss Savage

The Boss Savage
part 6
چی شده؟
*قربان...یه اتفاق بدی افتاده....یه اتفاق خیلی بد
برو هاش رو داخل هم کشید و نگاه برنده اش رو خیره به سربازی که سالها بود براش کار میکرد دوخت و بدون حرفی منتظر شد تا خبر بدش رو بشنوه
دشتهاش رو مضطربانه پشت کمر بهم قفل کرد و نگاه های خیره جونگکوک روی قطراتت عرق روی پیشونیش رو ندید:
*سونگ وون...قبل از اینکه ازش بازجویی بشه خودکشی کرده.
........................................................................‌‌‌......................
25دسامبر
ساعت16:47دقیقه ی بعد از ظهر
جاسپر:آهه مطمئنم الان هوای کره خیلی بهتر از مسکوعه
دوست دارم ببینم کره ای ها کریسمس و چجوری جشن میگیرن!
سرش رو با کلافگی به سمت شیشه های دایره ای شکل هواپیما چرخوند و با خیره شدن به خورشید در حال غروب که اشعه های زننده اش رو همه جا پخش میکرد و مانع از درست خیره شدن بهش میشد با فلش بک زدن به خاطرات کریسمسش توی کره چشم هاش رو بست:
کریسمس توی کره خیلی قشنگه...
هوسوک:جونگکوک.......
با شنیدن صدای مافوقش چشم هاش رو باز کرد و با برگردوندن سرش به سمت هوسوک نگاه کرد.
هوسوک وقتی نگاه جونگکوک رو دریافت کرد تبلت داخل دستش رو روی میز رو به روی جونگکوک گذاشت و با زدن چند دکمه روی کیبورد شروع به صحبت کرد:
هوسوک: از جاسوس هامون توی کره خبر گرفتیم پارک فردا شب توی عمارت خانوادگیش به مهمونی به مناسبت کریسمس گرفته و مثل اینکه خیلی از افراد سرشناس کره هم به این مهمونی دعوتن.....
جاسپر با هیجان به جلو اومد و با چشم های ابی رنگش به هوسوک خیره شد:
جاسپر: خب پس ممکنه اولیور به خاطر این مهمونی رفته باشه کره؟ ممکنه توی مهمونی ببینیمش؟
جونگکوک سری تکون داد:
امکانش تقریبا صفره! اون انقدر ها هم احمق نیست
جاسپر: پس چیکار میکنیم؟
به نوشته های توی تبلت خیره شد:
مامیریم اونجا....
هوسوک مردد نگاهش رو روی صورت مرد چرخوند:

هوسوک: چطوری؟ همه ی مهمونی های پارک دعوت نامه داره و بدون دعوت نامه نمیشه وارد مهمونی شد
پوزخند زد:
اونش بامن....
با اتمام حرفش گوشیش رو از میز رو به روش برداشت و با گرفتن شماره ی مد نظرش منتظر اون رو روی گوشش نگه داشت:
نامجون:هی جونگکوک...
نتایج مشخص شد؟
با اعصابی خشه دار شده چیشونیش رو ماساژ داد و جواب ازمایشات و کالبدشکافی رو روی میزش جا به جا کرد و بعد از بالا فرستادن عینکش با انگشت وسط گفت:
نامجون: زهری که سونگ وون برای خودکشی استفاده کرده دقیقا همون زهریه که ادم های اولیور استفاده کردن...
+و ؟
با شنیدن سوال جونگکوک از روی صندلی بلند شد و به عقب چرخید و قدم هاش رو به طرف اکواریوم شیشه ای بزرگی که پارچه ی طوسی رنگی اون رو پوشش داده بوده بود برداشت و با گرفتن گوشه ای از اون پارچه اکواریوم رو برهنه کرد و خیره به جسم سبز رنگ توی اکواریوم گفت:
نامجون: فعلا تحقیقاتم ناقصه اما به یه چیزایی پی بردم که عروقت مطمئن شدم نتایج و برات ایمیل میکنم
خیره به مایع زرد رنگ جام مشروبش که با حرکات دورانی دستش گرباد کوچیکی رو به تصویر میکشید و سرگرمانه بهش خیره شده بود پرسید:
به چی شک داری؟
با پشت خودکار ابی رنگ داخل دستش چند بار به شیشه ی اکواریوم ضربه زد تا زدنه بودن موجود داخلش مطمئن بشه اما اون موجود سبز رنگ با چشم های شیاری مشکی رنگش به طرز ترسناکی بهش خیره شده بود و هیچ واکنشی مبنی بر زنده بودن نشون نمی داد.

نقسش رو کلافه به بیرون فوت کرد و بعد از مکث نسبتا طولانی مدتی جواب مرد منتظر پشت تلفن رو داد:
ناجون : همه ی زهرهای دنیا از زهر مار ها تولید میشه از باقی مونده اون زهر بزاق مجرم ها تونستیم نوع مار رو حدس بزنیم که فک کنم بتونه کمک بزرگی بهمون بکنه.
+چس بهم اطلاع بده به هر چیزی که رسیدی.

بعد از شنیدن تایید نامجون تماس قطع کرد و به منظره ی اسمون گرگ و میشه بعد از فرون از پنجره ی کوچک بیضی شکل هواپیما خیره شد.
میتونستن هوای اشنا رو نفس بکشه.
هوایی که بعد از گذشت 5 سال هنوز هم دست و دلش رو میلرزوند و قلبش اواز دلتنگی سر می داد.
دیدگاه ها (۲)

خب عام از اونجایی که کسایی که گفتن اولی بیشتر بود پس اولی شر...

The Boss Savagepart5 "به احتمال زیاد این حدس که اولیور با پ...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:²⁷ایوان دستش رو روی گردن هیونا گذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط